طالبان[۸۱][۸۲] به معنای طلبهها (دانشآموختگان)[۸۳][۸۴][۸۵] که خود راامارت اسلامی افغانستان مینامند،[۸۶] یک جنبش و یک سازمان مذهبی-نظامیاسلامگرایدیوبندی متشکل از روحانیاناسلامگرای سنی در افغانستان است. کشورها و سازمانهای متعددی آن را یک گروهتروریستی قلمداد کردهاند.[۸۷][۸۸] در سال ۲۰۲۱ برآورد شده است که طالبان، ۷۵٬۰۰۰ جنگجو داشته باشد.[۸۹] اعضای طالبان ادعا میکنند که هدفشان اعادهٔ صلح و امنیت افغانستان، خروج سربازان خارجی و اعمال قرائتشان از شریعت است.[۹۰][۹۱][۹۲] طالبان در سطح بینالملل به دلیل کشتار مردم غیرنظامی افغان، تروریسم،تفسیر و اجرای شدید و خشن آنها ازاحکام اسلام که منجر به برخورد وحشیانه با بسیاری ازافغانها شده، محکوم شدهاند.[۹۳][۹۴] از لحاظ ایدئولوژیک، تفکر طالبانی بر روی بنیادگرایی اسلامی مبتنی بردیوبندی،[۹۵] و قواعد و رسوم قومپشتون همچونپشتونوالی است.[۲][۳][۸۴][۸۵]
طالبان و متحدانشان در طول سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱، مرتکبکشتار جمعیغیرنظامیان افغان شدند، از تأمین غذا برای ۱۶۰٬۰۰۰ غیرنظامی گرسنه توسطسازمان ملل، جلوگیری کردند و باسیاست زمین سوخته، مناطق وسیعی از زمین حاصلخیز را سوزاندند و دهها هزار خانه را ویران کردند. آنها در طول حکومت خود، سرگرمیها و فعالیتهایی مانند پرواز بادبادک و نگهداری پرندگان به عنوان حیوانات خانگی را ممنوع کردند[۱۰۰] و اقلیتهای مذهبی و قومی را مورد تبعیض قرار دادند. طبق اعلام سازمان ملل متحد، طالبان و متحدان آنها مسئول ۷۶٪ از تلفات غیرنظامیان افغان در سال ۲۰۱۰، ۸۰٪ در ۲۰۱۱ و ۸۰٪ در ۲۰۱۲ بودند. طالبان همچنین دست به نسلکشی فرهنگی زده و بناهای تاریخی بسیاری از جمله بوداهای معروف ۱۵۰۰ سالهٔ بامیان را تخریب کرده است.[۱۰۱][۱۰۲]
حدود ۹۰٬۰۰۰ افغان، از جملهملا عمر، در طول دههٔ ۱۹۸۰ تحت آموزش ISI پاکستان قرار گرفتند.[۱۰۳]کارول هیلن برند به این نتیجه رسید که طالبان گروهی از آن مجاهدین تحت حمایت ایالات متحده، عربستان و پاکستان هستند، او در این زمینه گفته: «غرب به مجاهدین در مبارزه با تصرف افغانستان توسط شوروی کمک کرد.» تقریباً اکثر رهبران اصلی طالبان قبلاً در جنگ شوروی و افغانستان برای جناحهایحزب اسلامی خالص یاحرکت انقلاب اسلامی افغانستان جنگیدند.[۱۰۴]
در بدو امر مردم افغانستان به این گروه خوشبین بوده و گمان میکردند، آنها میتوانند به جنگهای داخلی افغانستان پایان دهند.[۱۰۵]
۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱: حکومت بر افغانستان
پیشروی سریع
طالبان به سرعت مناطقی را در جنوبافغانستان که زیر تسلّطدولت مجاهدین به رهبریبرهانالدین ربانی بود، اشغال کردند. آنها یک ماه و دو روز پس از اعلام موجودیت،ولایت قندهار چهارمین ولایت مهم افغانستان را تصرف کردند. طالبان به پیشرویهای خود ادامه داد و تعدادی از ولایات را بدون جنگ یکی پس از دیگری اشغال کردند که به ترتیب عبارتند از ولایتهایی همچونمیدان وردک،لوگر،خوست،هرات،ننگرهار وکابل که با اندک درگیریای تا تاریخ۲۶ سپتامبر۱۹۹۶ به تصرف خود درآوردند.
ورود به کابل
طالبان۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶کابل پایتخت افغانستان را تصرف کردند. آنان به محض ورود؛محمد نجیبالله، رئیسجمهوری پیشین افغانستان و برادرش شاهپور احمدزی را کشتند و جنازههایشان را در چهارراه آریانا در نزدیکیارگ ریاستجمهوری افغانستان آویزان و به نمایش گذاشتند. سپس به تدریج سه چهارم خاک افغانستان را متصرف شدند.
مامور پلیس مذهبی طالبان در حال زدن زنان در ملأ عام، ۲۶ اوت ۲۰۰۱
طالبان با دیدگاهی بسته و با بازگشت به نگرشهای مذهبی و زیر فشار قرار دادن مردم، موجب نارضایتی قشر زیادی از مردمافغانستان شدند. آنها حکومت را ازجمهوری اسلامی بهامارت اسلامی تغییر داده و رهبر خود،ملا عمر، را به عنوانامیرالمؤمنین معرفی کردند. طالبان قطعنامههای پیاپیشورای امنیت را نادیده گرفتند و تعدادی از خارجیان را از کشور اخراج کردند.
حکومت طالبان بارادیو،تلویزیون،موسیقی،نقاشی،مجسمهسازی و آثار هنری مخالف بودند وتندیسهای بودا در بامیان را که از جمله غنائم فرهنگی و باستانیافغانستان بود را منهدم ساختند. در آن زمانکریکت تنها ورزش مجاز درافغانستان بهشمار میرفت.[۱۰۶] آنان به زنان اجازه نمیدادند تا بدون مردمحرم یا بدونحجاب از خانههایشان بیرون بروند. مجازاتلواطکاران وزناکاران، مرگ وسنگسار بود و دست کسانی که دزدی میکردند، قطع میشد. مردم را برای ادای نماز، به زور از مغازههایشان به مساجد میفرستادند. ریش مردان در نظام طالبانی باید بلند میبود و موهای سرشان را میبایست کوتاه میکردند. هر چند طالبان پخش هرگونه اخبار دال بر اختلاف داخلی این گروه را پنهان نگاه میداشتند، اما گهگاه خبرهایی از اختلافات داخلی به بیرون درز میکرد. طالبان قشری و قبیله ای برخورد میکند. آنها حتی با اخوانیها و جماعتیها و مودودیها سر سازش ندارند.[۱۰۷]
حمله آمریکا، سرنگونی و شورش دوباره
رابطه با اسامه بنلادن و القاعده
اسامه بن لادن سرمایهدار اهلعربستان سعودی به بهانه کمک به طالبان یک سال بعد از استقرار نظام طالبان با هواپیمای شخصی خود واردجلالآباد شد و مورد استقبال مقامات طالبان قرار گرفت. در پی حملات تروریستی همچونانفجار یواساس کول وحملات ۱۱ سپتامبر، ایالات متحدهالقاعده را به سرکردگی بن لادن مسئول این حملات عنوان نموده و از گروه طالبان خواست تا وی را در اولین فرصت بهآمریکا تحویل دهد، اما طالبان به هیچ وجه حاضر به تحویل اسامه بن لادن به آمریکا نشدند.
بنابر اعلام سایتویکیلیکس، در پی این حمله دولتایتالیا برای حفاظت از نظامیان خود در برابر حملات تروریستی، به شبه نظامیان افغانستان پول پرداخته است. این پول چندین سال برای در امان ماندن نظامیان ایتالیایی از حملات طالبان، به شبه نظامیان افغانستان پرداخت شده است. بر این اساس، دولت آمریکا در زمانجرج بوش و از طریق رونالد اسپوگلی، سفیر خود دررم، بارها نگرانی خود را از این مسئله ابراز کرده است. هفتهنامهٔ اسپرسو در آخرین شمارهٔ خود به وجود مدارک محرمانهای اشاره کرده که نشانگر پرداخت پول توسط دولت ایتالیا به طالبان است. اسپوگلی در نامهای که در اکتبر ۲۰۰۸ بهواشینگتن ارسال کرده، دلیل همراهی ایتالیا باناتو در جنگ افغانستان را اطمینان یافتن دولت این کشور از در امان بودن نظامیان خود از این طریق عنوان کرده است. سفیر آمریکا در رم، دولتهای پیشین و کنونی ایتالیا را به دست داشتن در چنین اقدامی متهم کرده و در عین حال آورده است: «در گفتگویی که باسیلویو برلوسکونی در این مورد داشتم، او ابراز بیاطلاعی کرد.» طبق این گزارش، بدگمانی آمریکا به نظامیان ایتالیایی در افغانستان همچنان تا سال ۲۰۰۹ ادامه داشته است. اما در این سال در عملیاتی که علیه شبه نظامیان انجام شد، کشته و زخمیشدن نظامیان ایتالیایی همانند دیگر نظامیان ناتو تا حدودی به رفع این بدگمانی کمک کرده است.[۱۰۸]
پیدایش دوباره
در سال ۲۰۰۶ بار دیگر طالبان اعلام موجودیت نموده و با حاکمیت افغانستان مخالفت ورزیدند و به بیشتر قسمتهای جنوب افغانستان به ویژهزابل،قندهار وهلمند نفوذ کرده و پس از ۲ سال آغاز به پیشروی به سمت پایتخت نمودند.طالبان پاکستان نیز در سال ۲۰۰۷ میلادی با هدف استقرار حکومت اسلامی و جاری کردن قوانین شرع در پاکستان، وارد مبارزه مسلحانه شدند. از طالبان پاکستان به عنوان شبکهای متشکل از تعدادی گروههای تندروی محلی نام برده میشود. در غیابارتش افغانستان این نیروها توانستند به مرور برای خود کارخانههای اسلحهسازی و مهماتسازی ایجاد کنند. ناتوانی در بازسازی کشور و فساد حکومتی در بین مقامات جدید افغانستان، در کنار میلیونها افغان بیکار بازگشته ازایران و پاکستان، موجب سرخوردگی افغانها گشت و گرایش به سمت این نیرو را دوباره افزایش داد.[۱۰۵] دولت افغانستان بار دیگر دولتپاکستان را به حمایت از طالبان متهم نمود.
توافق با آمریکا
روز شنبه ۱۰ حوت (اسفند) ۱۳۹۸ برابر با ۲۹ فوریه ۲۰۲۰زلمی خلیلزاد نماینده ویژه آمریکا در امور افغانستان به نمایندگی از دولت ایالات متحده آمریکا باملا برادر، معاون سیاسی طالبان توافق صلحی را امضاء کردند و رسانهها از آن با عنوان «توافق تاریخی» یاد میکنند.[۹۹]اشرف غنی رئیسجمهور افغانستان گفت که تمام مواد توافقنامه طالبان و آمریکا، مشروط است و این توافقنامه زمانی قابل تطبیق است که طالبان به تعهداتش عمل کند.[۱۰۹]
در پیتوافقنامه دوحه میان دولتایالات متحده آمریکا با طالبان که منجر به خروج اغلب سربازان آمریکایی و ناتو از افغانستان در سال ۲۰۲۱ شد، طالبان حملات گستردهای را آغاز کرد.[۱۱۲] در مراحل نخستین، طالبان با پیشروی در مناطق روستایی، تعداد ولسوالیهای تحت کنترل خود را از ۷۳ به ۲۲۳ افزایش دادند.[۱۱۳] تا ۱۰اوت طالبان بر ۶۵٪ از مساحت افغانستان چیره شد.[۱۱۴] از ششم تا پانزدهم ماه اوت، نیروهای طالبان بیست و نهمرکز ولایت از جملهقندوز وهرات را اشغال کردند. (تعداد کل مراکز ولایت در افغانستان ۳۴ است)[۱۱۵][۱۱۶]جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا تخمین زد در صورت عدم حمایت ازنیرویهای افغان، دولت افغانستان ظرف شش ماه آینده سقوط خواهد کرد.[۱۱۷][۱۱۸]
این حمله به خاطر دستاوردهای سرزمینی سریع طالبان،[۱۱۹][۱۲۰] و پیامدهای داخلی و بینالمللی آن شناخته شده است.[۱۲۱] در ۱۰ اوت، مقامات آمریکایی تخمین زدند که کابل، پایتخت افغانستان، ظرف ۳۰ تا ۹۰ روز به دست طالبان سقوط میکند.[۱۲۲] در ۱۵ اوت،آسوشیتدپرس گزارش داد که طالبان به کابل رسیدهاند و منتظر «انتقال» قدرت هستند.[۱۲۳] وزارت داخله افغانستان در بیانیهای اعلام کرد کهاشرف غنی رئیسجمهور افغانستان تصمیم به تقسیم قدرت گرفته و دولت موقت با حضور طالبان تشکیل میشود.[۱۲۴] در همین حال، افراد طالبانمیدان هوایی بگرام (فرودگاه) را محاصره و سپس نیروهای امنیتی آن را به طالبان تسلیم کردند. این پایگاه هوایی حدود ۵۰۰۰ زندانی طالبان وداعش والقاعده را در خود جای داده بود.[۱۲۵]
طالبان، گروهی از روحانیان سنی هستند که عقایدخشکاسلامی با ریشههایی در مکتبحنفیدیوبندی،[۱۰۷] دارد. طالبان قشری و قبیلهای برخورد میکند. آنها حتی بااخوانیها و جماعتیها و مودودیها سر سازش ندارند.[۱۰۷] بیشتر افراد گروه طالبانپشتونهایی هستند که در مناطق شمال غربی پاکستان و دو سویخط دیورند زندگی میکنند.[۱۲۶]
رژیم طالباناحکام اسلام را در تطابق بافقه حنفی و فرمانهای دینیملا عمر تفسیر میکنند.[۱۲۷] طالبان گوشت خوک و الکل، بسیاری از انواع فناوریهای مصرفی همچون موسیقی،[۱۲۸] تلویزیون،[۱۲۸] فیلمبرداری،[۱۲۸] و اینترنت، و همچنین بیشتر گونههای هنر از جملهنقاشی یاعکاسی،[۱۲۸] شرکت درورزش،[۱۲۹] از جملهفوتبال وشطرنج;[۱۲۹]تفریح نظیربادبادک بازی و نگهداشتنکبوتر یا دیگرحیوانات خانگی را نیز ممنوع کردند، و دیگر پرندگان بر اساس احکام طالبان ذبح شدند.[۱۲۹]سالنهای سینما بسته شدند و به عنوانمسجد تغییر کاربری دادند.[۱۲۹] جشن گرفتنروز سال نو ونوروز ممنوع بود.[۱۳۰] برداشتن عکس و به نمایش درآوردن تصاویر و پرترهها ممنوع شد، چرا که طالبان آن را نوعی ازبتپرستی میدانستند.[۱۲۹]به دلیل خشونت طالبان علیه زنان،[۱۳۱] دختران از شرکت در مدارس و دانشگاهها منع شدند،[۱۳۱] از آنان درخواست شدپرده را رعایت کنند و در بیرون از منزل یکی از اقوام مذکر شان همراه شان باشد، آنان که این محدودیتها را نقض میکردند مجازات میشدند .[۱۳۱] مردان از تراشیدن ریش شان منع میشدند و ملزم بودند آن را مطابق میل طالبان بلند نگه دارند و بیرون از منزل عمامه بر سر بگذارند. .[۱۳۲][۱۳۳]نماز اجباری شده بود و آنان که به الزامات مذهبی پس ازاذان احترام نمیگذاشتند دستگیر میشدند.[۱۳۲] قمار ممنوع بود،[۱۳۰] و دزدان باقطع دست یا پایشان مجازات میشدند.[۱۲۹] در سال ۲۰۰۰, ملا عمر رهبر طالبان رسماًتولید وقاچاق تریاک را در افغانستان ممنوع کرد.;[۱۳۴][۱۳۵][۱۳۶] طالبان موفق شدند تا سال ۲۰۲۱ اکثریت تولید تریاک (۹۹٪) را محو کنند.[۱۳۵][۱۳۶][۱۳۷] در دوره حکومت طالبان استفادهکنندگان و قاچاقچیان مواد مخدر به شدت آزار میدیدند.[۱۳۴]
رسم افغان بچهبازی، گونه ای ازبردگی جنسیشاهدبازانه ومیل جنسی به کودکان که بهطور سنتی در بسیاری از ولایات افغانستان مرسوم بوده، در دوره حکومت شش ساله رژیم طالبان ممنوع بود.[۱۳۸] تحت حکومت امارت اسلامی افغانستان، بچهبازی، گونه ای ازسوءاستفاده جنسی از کودکان بین مرد مسن تر و پسران خردسال رقصان در این کشور با مجازاتاعدام[۱۳۹][۱۴۰] در این کشور مواجه بود.
این رسم در دوره حکومتجمهوری اسلامی غیرقانونی باقی ماند ولی مقررات به ندرت علیه مرتکبین قدرتمند اعمال میشد و گزارش شدهپولیس ملی افغانستان در جرایم مرتبط همدست بوده است.[۱۴۱][۱۴۲][۱۴۳][۱۴۴] در دوران حکومت جمهوری اسلامی افغانستان، پس از آشکار شدن اتهاماتی مبنی بر بی اعتنایی تعمدی حکومت آمریکا نسبت به بچه بازی پس از حمله آمریکا به افغانستان مجادله ای شکل گرفت.[۱۴۵] ارتش آمریکا با ادعای این که سوءاستفاده تا حد زیادی مسئولیت «حکومت بومی افغانستان» بوده پاسخ داد.[۱۴۶] طالبان نقش آمریکا در سوءاستفاده از کودکان افغان را مورد انتقاد قرار داده است.
براساس گزارشهای نهادهای بینالمللی حقوق بشری، طالبان از در دورهٔ حاکمیت خود تاکنون دست به کشتار هزاران تن ازمردم هزاره زدهاند که از آن میتوان به عنوان یکنسلکشی یاد کرد.[۱۴۷] قتلعام هزارهها در شهرمزار شریف در ماه اوت سال۱۹۹۸ که هزاران تن از هزارهها در طی چند روز کشته شدند یکی از نمونههای این قتلعامها بهشمار میآید. بر اساس گزارشدیدهبان حقوق بشر والی طالبان در آن هنگام، پس از تصرف شهر مزار شریف از هزارهها (به دلیلشیعه مذهب بودن) به عنوانکافر یاد کرده و قتل آنان و غارت اموال شان را جایز دانست.
قتلعام هزارهها در فاصله سالهای ۱۹۹۹ تا سال ۲۰۰۱ در ولایتهایسرپل وبامیان از نمونههای دیگر اینکشتارهای جمعی است.دیدهبان حقوق بشر با انتشار گزارشی ویژه در سال ۲۰۰۱ به بخشهای مهمی از این قتلعامها به صورت مستند پرداخته است.[۱۴۸]
مجسمه بودا در بامیان قبل و بعد از تخریب توسط طالبان در ۲۰۰۱
حملات به مدارس
در ۱۲ مه سال ۲۰۰۹ میلادی در «مکتب قزاق» در شمالکابل پنج دختر افغان برای مدت کوتاهی به کما رفتند و نزدیک به ۱۰۰ دانش آموز دیگر پس از حمله گاز به مدرسه خود نیاز به درمان داشتند. قربانیان استفراغ و سرگیجه داشتند و برخی از هوش رفتند. هواداران طالبان که با تحصیل دختران مخالف هستند، مقصر شناخته شدند.[۱۴۹] در سال ۲۰۱۱ در «دبیرستان توتیا» در مجموع ۴۶ دانش آموز و ۹ معلم پس از آنچهمحمد آصف ننگ، یکی از مقامات وزارت آموزش و پرورش آن را «مسمومیت آشکار» توسط «دشمنان آموزش زنان» توصیف کرد، در بیمارستان مداوا شدند.[۱۴۹]
در سال ۲۰۱۲ بین ماه مه تا ژوئن، چهار حمله با سم به یک مکتب دخترانه درولایت تخار در شمال افغانستان رخ داد[۱۵۰] همچنین دست کم ۱۴۰ دانش آموز دختر و معلم زن افغان پس از نوشیدن آب مدرسه که توسط مخالفان تحصیل دختران مسموم شده بود، در یکشفاخانه محلی بستری شدند.[۱۵۱] در سال ۲۰۱۲ گزارش شده است که دولت افغانستان و سازمان ناتو از دختران نمونه خون گرفتهاند اما هیچ اثری از عوامل شیمایی وجود نداشته است. در همان سال این گمانهزنی هم مطرح شده که ممکن است این مسمومیتها نتیجه هراس جمعی ناشی از به قدرت رسیدن دوباره طالبان باشد.[۱۵۲]
در سال ۲۰۱۳، ۷۴ دانش آموز دختر پس از استشمام بوی گاز در مکتب شان، «بی بی مریم»، در مرکزولایت تخار،تالقان، بیمار شدند.[۱۵۰] در سال ۲۰۱۵، درولایت هرات وولایت نیمروز، بیش از ۳۰۰ دانشآموز دختر، طی حوادثی سریالی با مسمومیت تنفسی راهی بیمارستان شدند. برخی این حملات را به طالبان و مخالفت آنها با تحصیل دختران نسبت دادهاند.[۱۵۳] مهاجمان اغلب تحصیلات دختران را هدف قرار میدادند. نامههای تهدیدآمیزی شبانه در خارج از مدارس، در مسیر مدرسه یا بیرون از خانه معلمان گذاشته میشد. این نامهها در مناطق جنوبی، جنوب شرقی، مرکزی و شمالی پخش میشد و به تمام جوامع هشدار میداد که دختران خود را به مدرسه نفرستند. برخی از نامهها هشدار میدادند که عدم رعایت این تقاضا منجر به تلافیجویی و حملات اسید و گاز میشود. همچنین از معلمان و کارمندان دولت تعطیلی مدارس به ویژه مدارس دخترانه را درخواست میکرد.[۱۵۴]
تخریب مجسمههای ایستاده بودا در بامیان
دو مجسمهبودا در شهربامیان در مرکزهزارهجات،بلندترین مجسمههای ایستاده بودا در جهان محسوب میشدند (هر کدام با ارتفاع ۵۶ متر). سازمان علمی فرهنگییونسکو این دو مجسمه را در فهرست ارزشمندترین آثار تاریخی جهان قرار داده بود که تنها آثار جهانی ثبت شده به عنوان میراث بشری ازافغانستان بودند. طالبان در ماه مارس سال ۲۰۰۱ این مجسمهها را در کنار کشتار و سرکوبمردم هزاره تخریب کردند.[۱۵۵]
رهبری و سازمان
پلیس طالبان پشت یک وانت درحال گشتزنی در خیابانهای هرات
اعضای کابینه امارت اسلامی
کابینه افغانستان ارگان اداری امارت افغانستان است که مسئولیت حکومتداری و تطبیق سیاستهای تعیین شده توسط رهبری را برعهده دارد. ریاست آن بر عهده رئیسالوزرا است و که به عنوان رئیس دولت فعالیت میکند.
شیر محمد عباس ستانکزی، رئیس سابق دفتر سیاسی این گروه در دوحه. او که اهلولایت لوگر است، دارای مدرک دانشگاهی فوق لیسانس است و به عنوان دانشجوی افسری در آکادمی نظامی هند آموزش دیده است.
عبدالحکیم اسحاقزی، مذاکره کننده ارشد دفتر سیاسی این گروه در دوحه، که در سال ۲۰۲۰ جانشین ستانکزی شد. او رئیس شورای پرقدرت علمای مذهبی طالبان است.
سهیل شاهین، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در دوحه. در پاکستان تحصیلات دانشگاهی انجام داده، و دبیر روزنامه انگلیسی زبانکابل تایمز در دهه ۱۹۹۰ و قائم مقام سفیر در پاکستان در آن دوره بوده.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان از سال ۲۰۰۷. او برای نخستین بار پس از افتادن کابل به دست این گروه در سال ۲۰۲۱ خود را علنی ساخت.
مرور کلی
حلقه رهبری طالبان را کسانی تشکیل میدادند که تعدادی از آنان هیچگاه دیده نشدند و با رسانه صحبت نکردند و تصویری از آنان مشاهده نشده است.
در مجموع رهبری طالبان در آنزمان را میتوان به سه قسمت تقسیم کرد:
طلاب: کسانیکه رهبری اصلی را به عهده داشتند؛ به سرکردگیملا عمر
آنهایی که دیدی باز تر نسبت به قضایا داشتند؛ به رهبری ملا احسان الله
میانهروها که شمارشان کمتر بود و نقش زیادی در قضایای بزرگ سیاسی نیز نداشتند، زیرا شاید در صورت میانهروی منافعشان به خطر میافتاد.
روابط خارجی
کشورها
پاکستان
گروههای مخالف طالبان همواره ادعا کردهاند که طالبان از سویسازمان اطلاعات پاکستان یاری میشوند. این اتهام مداوم از سوی طالبان رد میگردد، درحالیکه کشورپاکستان بزرگترین دوست طالبان شناخته میشود.[۱۶۲] گروههای مجاهد افغان بر این باور بودند کهپاکستان به خاطر توجه نکردن دولتهای افغان بهخط دیورند، نمیخواهند امنیت و حاکمیت یک دولت مقتدر را درافغانستان ببینند. چالمرز جانسن در کتاب «برچیدن امپراتوری» در رابطه با همکاری پاکستان و آمریکا چنین مینویسد:
در پی توصیهٔسازمان اطلاعات نظامی پاکستان به آمریکا،ویلیام یوسف کیسی تا آنجا پیش رفت که هزاران نسخهقرآن چاپ کرده و به مرزهای پاکستان با افغانستان منتقل کرد تا قرآنها به دست مجاهدان افغانستان و ازبکستان برسند.[۱۶۳]پرویز مشرف یک حکومت وفادار اسلامی در کابل به رهبری پشتونها ایجاد کرد. رابط آمریکا در پاکستان چنین افزوده بود: «امروز همهٔ احزاب پاکستان، خواه لیبرال یا مذهبی، همگی از طالبان حمایت میکنند؛ زیرا این مجاهدین جلوی ارتش هندوستان را درجامو و کشمیر و مرزهای شمالی پاکستان با افغانستان میگیرند. در طول دهه ۸۰ میلادی، آمریکا پیشرفتهترین سلاحها را در اختیار مجاهیدنپشتون قرار داد.»[۱۶۴]
در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ (۸ اوت ۱۹۹۸) کشتاری در کنسولگری ایران در مزار شریف به دنبال اشغال شهر توسط نیروهای طالبان رخ داد. در ابتدا مرگ هشت دیپلمات گزارش شد. مدتی بعد مرگ دو دیپلمات و یک روزنامهنگار دیگر نیز تأیید شد. بر پایه گفتههای تنها بازماندهٔ این رویداد (اللهمدد شاهسون) «از روزهای پیش از ۱۷ مرداد، درگیریها در اطراف ساختمان کنسولگری شدت گرفته بود. ناگهان حدود ۱۰ نفر از آنها پشت ساختمان رسیدند. ما را به زیرزمینی بردند و به تیر بستند.»[۱۶۵]
روزنامههای آمریکاییوال استریت ژورنال و انگلیسی تلگراف در گزارشی (منتشره در ۱ اوت ۲۰۱۲) به نقل از منابع ناشناس افغانی و غربی مدعی شدند که یکی از اعضای رهبری طالبان در شورایکویته در اواخر ماه مه همان سال، اقدام به ایجاد و تأسیس دفتری در مرکزاستان سیستان و بلوچستان و در شهرزاهدان کرده است.[۱۷۰] روزنامهوال استریت ژورنال در ادامه گزارش خود مدعی شده، در شنودهای مکالمات تلفنی اطلاعاتی بهدست آمده که نشان میدهد، اعضایسپاه قدس ایران در اوایل ماه ژانویه ۲۰۱۲ در مورد ارسال و تجهیز نیروهای طالبان در افغانستان باموشکهای زمین به هوا گفتگو انجام دادهاند.[۱۷۰]
روزنامه روسی نیزاویسمایا گازتا نیز در گزارش خود (منتشره در ۲ اوت ۲۰۱۲) به نقل از منابع افغانی و غربی ادعاهایی مشابه موارد بالا را منتشر کرده و در بخش دیگر اعلام داشته: «ایران و طالبان خود را آماده میکنند که در صورت حملهاسرائیل یا آمریکا بهتاسیسات اتمی ایران، به عملیات انتقامی مشترک دست بزنند. علاوه بر این، ایرانیها روی عقبنشینی نیروهای آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۱۴ میلادی حساب کردهاند.»[۱۷۱] این در حالی است که منابع و مقامات ایرانی موارد مطرح شده از این قبیل را به شدت رد نموده و اینگونه اخبار را دروغ اعلام کردند.[۱۷۲]
طالبان از زمان افول خود در افغانستان در پی گسترش روابط بینالمللی خود بوده و در این بین ایران نیز یکی از گزینههای آنها بوده است. در پی این هدف یک هیئت از این گروه در اردیبهشت سال ۹۴ وارد ایران شد و با افرادی از مقاماتسپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای امنیتی دیدار کرد.حسن روحانی رئیسجمهور وقت ایران و همچنینوزارت امور خارجه این کشور بیان داشتند که از این رخداد بیاطلاع هستند، زیرا این اقدامات با دولت در میان گذاشته نمیشود و طرف آن هیئت تنها مقامات امنیتی کشور بودند. پیش از این نیز دو هیئت دیگر از طالبان به جمهوری اسلامی سفر کردند تا با مقامات امنیتی دیدار کرده و درنشست بیداری اسلامی شرکت کنند.[۱۷۳][۱۷۴][۱۷۵][۱۷۶]
رئیس امنیت ملی هرات با صدور اعلامیهای اعلام کرد که مولوی شفیع مشهور به «حافظ عمری» مسئول نظامی و عضو رهبری طالبان درحالیکه از خودروی سپاه پاسداران پیاده میشدند در استان هرات دستگیر شد.[۱۷۷] اغلب حملات تروریستی و ترورهای هدفمند و همچنین حمله به تأسیسات عمومی در استان هرات با فرماندهی او انجام شده است.[۱۷۸]
عربستان سعودی
عربستان سعودی به حمایت از طالبان متهم شده است.[۱۷۹] در نامه ای به کارکنان دیپلماتیک آمریکا در سال ۲۰۰۹ (که در جریانافشای اسناد دیپلماتیک آمریکا یک سال بعد افشا شد),وزیر امور خارجه آمریکاهیلاری کلینتون به دیپلماتهای آمریکایی اصرار کرد بر تلاش خود برای سد کردن ارسال پول ازکشورهای عربی خلیج فارس به تروریستها در پاکستان و افغانستان بیفزایند، و نوشت «اهداکنندگان کمک مالی در عربستان سعودی شایان توجهترین منبع بودجه گروههای تروریستی سنی در سطح جهان اند» و این که «از آنجا که عربستان سعودی همچنان از پایگاههای حساس حمایت مالی از القاعده، طالبان،لشکر طیبه و دیگر گروههای تروریستی است، اقدامات بیشتری باید صورت گیرد.»[۱۸۰]
آمریکا
مایک پومپئو وزیر امور خارجه آمریکا در دیدار با هیئت طالبان،دوحه،قطر، در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۰
آمریکا هرگز رسماً دولت طالبان در افغانستان را به رسمیت نشناخت. احمد رشید اظهار داشته که آمریکا بین ۱۹۹۴ و ۱۹۹۶ بهطور غیرمستقیم از طریق همپیمانشپاکستان از طالبان حمایت میکرد، چرا که طالبان را ضدایرانی،ضدشیعه و احتمالاً حامی غرب میدانست. واشینگتن همچنین امیدوار بود طالبان از توسعه برنامهریزی شده توسط شرکت نفتی آمریکایییونوکال حمایت کند. برای مثال، وقتی طالبان در سال ۱۹۹۵ هرات را تصرف کرد، و هزاران دختر را از مدرسهها اخراج کرد، آمریکا نظری ابراز نکرد. در اواخر ۱۹۹۷،مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه آمریکا شروع کرد آمریکا را از طالبان فاصله دهد، و شرکت نفتییونوکال از مذاکرات احداث خط لوله از آسیای مرکزی کناره گرفت.[۱۸۱][۱۸۲][۱۸۳][۱۸۴]
در سال ۱۹۹۶، بن لادن از سودان به افغانستان نقل مکان کرد. او بدون دعوت ملا عمر آمد و گاه او را با اعلان جنگهایش و فتواهایش علیه شهروندان کشورهای ثالث میآزرد، اما با گذر زمان روابط بین این دو گروه بهبود پیدا کرد، تا جایی که ملا عمر درخواست دوست گروه خود، عربستان سعودی، را رد کرد و با خلف وعده قبلی خود مبنی بر تحویل بن لادن به سعودیها به شاهزاده ترکی از وزرای سعودی بیاحترامی کرد.[۱۸۹][۱۹۰]
حمید میر روزنامهنگار پاکستانی در مصاحبه با اسامه بن لادن رهبر القاعده در افغانستان، در حدود ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸.
بن لادن توانست بین طالبان و القاعده ائتلافی تشکیل دهد. القاعده گردان ۰۵۵ که از اجزای سپاه طالبان بود را بین ۱۹۹۷ و ۲۰۰۱ آموزش داد. صدها جنگجوی عرب و افغان گسیل شده توسط بن لادن طالبان را در کشتار ۱۹۹۸ مزارشریف یاری کردند.[۱۹۱] از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ سازمان اسامه بن لادن و ایمن الظواهری تبدیل به دولتی مجازی درون دولت طالبان شده بود. روزنامه بریتانیایی دتلگرف در سپتامبر ۲۰۰۱ نوشت که ۲۵۰۰ عرب تحت فرماندهی بن لادن برای طالبان جنگیدند.[۱۹۲]
به گفته بن لادن، در نواری که به الجزیره فرستاده، طالبان در حملات ۱۱ سپتامبر درگیر نبودند: «من مسئولم… مردم و حکومت افغانستان هیچ چیز در خصوص این وقایع نمیدانستند.».[۱۹۳]
در ژوئیه ۲۰۱۲، یک فرمانده گمنام عالیرتبه اظهار داشت که «افراد ما القاعده را طاعونی میدانند که از آسمانها بر ما نازل شد. برخی حتی به این نتیجه رسیدهاند که القاعده در واقع جاسوسهای آمریکا هستند. در اصل، طالبان خام و بی اطلاع از سیاست بودند و از القاعده در خانههایشان استقبال کردند. ولی القاعده از مهمان نوازی ما سوء استفاده کرد.» او تا آنجا رفت که ادعا کند ۷۰٪ از طالبان از دست القاعده عصبانی اند، که بیانگر رابطه شکراب بین این دو گروه است.[۱۹۴][۱۹۵]
طالبان رابطه ای منفی بادولت اسلامی عراق و شام – ولایت خراسان داشته است. داعش از جداشدگان از طالبان افغان به خصوص آنها که نسبت به رهبران یا فقدان پیروزی در میدان نبرد ناخرسند بودند بهطور فعال شروع به عضوگیری کرد. این باعث شداختر محمد منصور رهبر عالی طالبان نامه ای خطاب به ابوبکر البغدادی بنویسد، و بخواهد عضوگیری در افغانستان متوقف شود و استدلال کند که جنگ در افغانستان باید تحت رهبری طالبان باشد.[۱۹۶] در هر صورت بین این دو گروه درولایت ننگرهار جنگ درگرفت و داعش تا ژوئن ۲۰۱۵ توانست برای اولین بار در افغانستان زمین به چنگ آورد.[۱۹۷] در سپتامبر ۲۰۱۵، داعش پس از ماهها نبرد طالبان را از ولسوالیهای معینی در ننگرهار به بیرون راند.[۱۹۸]
در آوریل ۲۰۱۶، طالبان گزارش کرد که شماری از رهبران ارشد و میانی ولایت خراسان در ننگرهار از داعش جدا شده و با اختر منصور رهبر طالبان بیعت کردهاند. جداشدگان شامل اعضایی از شورای مرکزی این گروه، شورای قضایی و شورای زندانیان و نیز فرماندهان میدانی و جنگجویان آن بودند.[۱۹۹]
اقتصاد
بازارهای پولی کابل در چند هفته ابتدایی پس از اشغال این شهر توسط طالبان در ۱۹۹۶ واکنش مثبت نشان دادند. اما ارزشافغانی کوتاه مدتی بعد افت کرد. طالبان مالیاتی ۵۰٪ای بر هر شرکت فعال در کشور اعمال کردند، کسانی که در پرداخت آن ناکام میماندند، مورد حمله قرار میگرفتند. آنان مالیاتی ۶٪ بر هر گونه واردات به کشور اعمال کردند و تا ۱۹۹۸ کنترل فرودگاهها و گذرگاههای مرزی اصلی کشور را در دست گرفتند که به آنها امکان میداد بر همه تجارت انحصار اعمال کنند. تا سال ۲۰۰۱، درآمد سرانه جمعیت ۲۵ میلیونی زیر ۲۰۰$ بود، و کشور در شرف فروپاشی کامل اقتصادی قرار داشت. تا سال ۲۰۰۷ اقتصاد شروع به بازیابی کرده بود و ذخیره خارجی تخمینی ۳ میلیارد دلار بود و رشد اقتصادی ۱۳٪ افزایش یافته بود.[۲۰۰][۲۰۱][۲۰۲][۲۰۳][۲۰۴][۲۰۵]
بر اساس پیمان ترانزیت بین افغانستان و پاکستان یک شبکه عظیم قاچاق توسعه یافت. تخمین زده میشود گردش مالی آن ۲٫۵ میلیارد دلار بوده باشد و طالبان بین ۱۰۰ و ۱۳۰ میلیارد دلار در سال جذب کرده باشد. این عملیات در کنار تجارتهلال طلایی مخارج مالی جنگ در افغانستان را تأمین میکرد و اثرات جنبی آن نابودی صنایع نوپا در پاکستان بود. احمد رشید توضیح داده که پیمان تجاری ترانزیتی با افغانستان بزرگترین منبع درآمد برای طالبان بوده است.[۲۰۶][۲۰۷][۲۰۸]
بین سالهای ۱۹۹۶ و ۱۹۹۹، ملا عمر نظرات خود دربارهٔ تجارت مواد مخدر را برعکس کرد، ظاهراً به این دلیل که تنها بهکافران آسیب میرساند. طالبان ۹۶٪ از مزارع خشخاش افغانستان را کنترل میکرد و تریاک را به یکی از بزرگترین منشاهای مالیات خود تبدیل کرد. بنا بر رشید، پول مواد مخدر، سلاحها، مهمات و سوخت جنگ را تأمین مالی میکرد. درنیویورک تایمز, وزیر مالیه جبهه متحد اعلام کرد طالبان بودجه سالانه ندارد ولی به نظر میرسد سالی ۳۰۰ میلیون دلار خرج میکنند که تقریباً همه اش خرج جنگ میشود. او افزود که طالبان به طرز فزاینده ای به سه منبع مالی وابسته شدهاند: «شقایق،پاکستانیها و بن لادن.»[۲۰۸]
از لحاظ اقتصادی به نظر میرسد چاره دیگری وجود نداشته، با ادامه داشتن جنگ با ائتلاف شمال درآمد ناشی از تولید تریاک تنها عامل جلوگیری از گرسنگی در کشور بود. تا سال ۲۰۰۰، افغانستان در حدود ۷۵٪ از تولید جهانی را در اختیار داشت و در سال ۲۰۰۰ تخمین زده شده ۳۲۷۶ تن تریاک از خشخاش کشت شده در ۸۲٬۱۷۱ هکتار مزرعه تولید کرد. در این زمان عمر فرمانی در خصوص منع کشت تریاک صادر کرد و تولید به میزان تخمینی ۷۴ تن از ۱٬۶۸۵ هکتار مزرعه کاهش یافت. بسیاری از ناظران میگویند این ممنوعیت که در تلاش برای به رسمیت شناخته شدن از سوی آمریکا انجام شد تنها برای افزودن بر قیمت تریاک و افزایش سود از فروش مخزنهای بزرگ موجود انجام شد. تولید ۱۹۹۹ بیسابقه بود و سال ۲۰۰۰ شاهد تولیدی کمتر ولی همچنان زیاد بود. قاچاق موجودی جمع شده توسط طالبان در سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ ادامه داشت. در سال ۲۰۰۲، سازمان ملل به وجود انبارهای قابل توجه پر از تریاک در سالهای قبل یاد کرد. گفته شده طالبان در سپتامبر ۲۰۰۱ درست قبل از حملات ۱۱ سپتامبر به کشاورزان افغان دوباره اجازه داد خشخاش بکارند.[۲۰۸][۲۰۹][۲۱۰][۲۱۱]
درگیری و مقابله با داعش
با نفوذداعش خراسان در افغانستان، از آن جا که طالبان با برخی عقاید و اقدامات داعش از جملهجهاد نکاح مخالف بودند، به مقابله با آنها پرداختند. درگیریهای زیادی بین آنها در افغانستان صورت گرفته است که از جمله آنها میتوان به درگیریهایی در ولایتهایننگرهار،[۲۱۲]فراه،[۲۱۳]جوزجان[۲۱۴] وغور[۲۱۵] اشاره کرد.
الگوگیری از جمهوری اسلامی ایران
برخی از ناظران پس ازسیطره مجدد طالبان و استقرار دولت امارات اسلامی پیشنهاد کردهاند کهجمهوری اسلامی ایران میتواند به عنوان یک الگوی مشروطه برای دولت جدید طالبان عمل کند و یک سیستم حکومتی به ظاهر جمهوری را با «دموکراسی محدود وپلورالیسم» معرفی کند که توسط «حاکمیت دینی» هدایت میشود.[۲۱۶][۲۱۷] هارون رحیمی، با این حال، خاطرنشان کرد که شرایط محلی در ایران اساساً با شرایط موجود در افغانستان متفاوت است و جنبههای دموکراتیک حکومت ایران توسط «گروهی از علمای دینی تأثیرگذار که همیشه خود را به عنوان نیروهای دموکراتیک معرفی کردهاند» محافظت میکند. اما این علمای به ظاهر دموکراتیک در امارات اسلامی افغانستان وجود ندارند.[۲۱۷]
تعارض منافع با عربستان سعودی
پس ازحملات ۱۱ سپتامبر، رژیمسعودی مواضع یکسانی باآمریکا علیهطالبان افغانستان اتخاذ کرد. طالبان در آن ایام ازعربستان سعودی انتظار داشت به مثابه اینکه یک کشور اسلامی است در مقابله با آمریکا در کنار آنها بایستد.[۲۱۸] این جریانات موجب شد رهبران طالبان از همان زمان نگاه مثبتی به سعودی نداشته باشند و حتی نزدیکی دولتاشرف غنی به عربستان سعودی را مورد انتقاد قرار میدادند بهطوری که اعلامعید فطر که هر ساله به پیروی از عربستان سعودی دنبال میشد در اولین سال قدرتگیری مجدد طالبان، مستقل از عربستان اعلام گردید و برخی مقامات شناخته شده طالبان سخنانی علیه عربستان را مطرح کردند، مثلاً جنرال مبین که یک چهره تلویزیونی طالبان است در مصاحبهای با شبکهتلویزیونی آریانا گفته است: «ما ایمان به سعودی نیاوردیم، ما به شریعت، کتاب خدا و احادیث رسولالله باور داریم.»[۲۱۹]
Gittleson, Ben (1 January 2021)."US investigating unconfirmed intel that China offered bounties on American troops".ABC7 San Francisco(به انگلیسی).A spokesperson for China's foreign ministry, Wang Wenbin, on Thursday denied the accusation, calling it a "smear and slander against China" that was "completely nonsense" and "fake news."
"Iranian Support for Taliban Alarms Afghan Officials".Middle East Institute. 9 January 2017.Both Tehran and the Taliban denied cooperation during the first decade after the US intervention, but the unholy alliance is no longer a secret and the two sides now unapologetically admit and publicize it.
↑"Pakistan's support of the Taliban". Human Rights Watch. 2000.Of all the foreign powers involved in efforts to sustain and manipulate the ongoing fighting [in Afghanistan], Pakistan is distinguished both by the sweep of its objectives and the scale of its efforts, which include soliciting funding for the Taliban, bankrolling Taliban operations, providing diplomatic support as the Taliban's virtual emissaries abroad, arranging training for Taliban fighters, recruiting skilled and unskilled manpower to serve in Taliban armies, planning and directing offensives, providing and facilitating shipments of ammunition and fuel, and … directly providing combat support.
↑"Why Central Asian states want peace with the Taliban".DW News. 27 March 2018.'Taliban have assured Russia and Central Asian countries that it would not allow any group, including the IMU, to use Afghan soil against any foreign state,' Muzhdah said.
↑Tom Wheeldon (18 August 2021)."Pakistan cheers Taliban out of 'fear of India' – despite spillover threat".France 24.The Afghan militants’ closeness to Pakistani jihadist group Tehrik-e-Taliban (TTP or, simply, the Pakistani Taliban) is a particular source of concern. The TTP have carried out scores of deadly attacks since their inception in the 2000s, including the infamous 2014 Peshawar school massacre. The Taliban and the TTP are "two faces of the same coin", Pakistani Army Chief General Qamar Javed Bajwa and ISI boss Lieutenant General Faiz Hameed acknowledged at an off-the-record briefing in July. Indeed, the Taliban reportedly freed a senior TTP commander earlier this month during their sweep through Afghanistan. "Pakistan definitely worries about the galvanising effects the Taliban's victory will have on other Islamist militants, and especially the TTP, which was already resurging before the Taliban marched into Kabul," Michael Kugelman, a South Asia expert at the Wilson Center in Washington, DC, told France 24. "It's a fear across the establishment."
↑Sönmez, Göktuğ; Bozbaş, Gökhan; Konuşul, Serhat (27 December 2020)."AFGAN TALİBANI: DÜNÜ, BUGÜNÜ VE YARINI".Necmettin Erbakan Üniversitesi Siyasal Bilgiler Fakültesi Dergisi(به ترکی استانبولی).2 (2): 59–77.ISSN2667-8063. Retrieved10 August 2021.[پیوند مرده]
↑Barnett Rubin.article. published by theCenter on International Cooperation 2 November 2015 (originally published withinالجزیره (شبکه خبری)). Archived fromthe original on 16 August 2021. Retrieved11 November 2015.("...The Taliban … have repeatedly said that their jihad is limited to their own country...")
↑J. Eggers – published byرند کورپوریشن [Retrieved 11 November 2015]
↑Facebook؛ Twitter؛ options، Show more sharing؛ Facebook؛ Twitter؛ LinkedIn؛ Email؛ URLCopied!، Copy Link؛ Print (۲۰۰۱-۱۱-۱۸).«Laura Bush Addresses State of Afghan Women».Los Angeles Times (به انگلیسی). دریافتشده در۲۰۲۱-۰۶-۲۷.
↑خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامBBC_successor_to_Mansour وارد نشده است. (صفحهٔراهنما را مطالعه کنید.).
1234567891011121314151617181920خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامTOLOnews_Taliban_Cabinet_2.0rc1 وارد نشده است. (صفحهٔراهنما را مطالعه کنید.).
↑خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامTolo_male_female_separate وارد نشده است. (صفحهٔراهنما را مطالعه کنید.).
↑«آیا طالبان در ایران دفتر دارد؟!». آفتابنیوز.۱۴ مرداد ۱۳۹۱. بایگانیشده ازاصلی در ۶ اوت ۲۰۱۲. دریافتشده درهمان.تاریخ وارد شده در|تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
↑Pugh, Michael C.; Neil Cooper Jonathan Goodhand (2004).War Economies in a Regional Context: Challenges of Transformation. Lynne Rienner. p.48.ISBN978-1-58826-211-0.
↑Skaine, Rosemarie (2009).Women of Afghanistan in the Post-Taliban Era: How Lives Have Changed and Where They Stand Today. McFarland. p.58.ISBN978-0-7864-3792-4.
↑Thourni, Francisco E. (2006). Bovenkerk, Frank (ed.).The Organized Crime Community: Essays in Honor of Alan A. Block. Springer. p.130.ISBN978-0-387-39019-2.