شبکه حقانی یک گروه افغاناسلامگرا است که حول محور خانوادهای به همین نام شکل گرفته است[۲۱] که ازجنگ نامتقارن درافغانستان برای مبارزه با نیروهای شوروی در دهه ۱۹۸۰، و نیروهایناتو به رهبریایالات متحده و دولتجمهوری اسلامی افغانستان در قرن ۲۱ استفاده کرده است. این گروه توسط سازمان ملل متحد به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته میشود.[۲۲] این شبکه شاخهای «نیمه خودمختار»[۲۳] ازطالبان بهشمار میآید.[۲۴][۲۵][۲۶] این گروه بیشترین فعالیت را در شرق افغانستان و در امتدادمرز در شمال غربپاکستان داشته است.[۲۷]
شبکه حقانی در سال ۱۳۴۹[۲۸] توسطجلالالدین حقانی، یک بنیادگرا ازقبیله زدران، تأسیس شد که در دهه ۱۹۸۰ برای جناحمجاهدینیونس خالص علیه شوروی جنگید. جلالالدین حقانی در سال ۱۳۹۷ درگذشت و پسرشسراجالدین حقانی اکنون رهبری این گروه را بر عهده دارد.[۲۹]شبکه حقانی یکی از گروههای ضد شوروی بود که در دهه ۱۹۸۰ بیشترین بودجه را ازسازمان سیا در دوران دولتریگان دریافت میکرد.[۳۰][۴] در مراحل بعدی جنگ، حقانی با جهادگران خارجی، از جملهاسامه بن لادن، روابط نزدیکی برقرار کرد[۲۳] و به یکی از نزدیکترین مربیان او تبدیل شد.[۲۷] شبکه حقانی در سال ۱۳۷۴ باطالبان بیعت کرد[۳۱] و از آن زمان به یک شاخه فزاینده ادغام شده در این گروه تبدیل شده است.[۳۲] رهبران طالبان و حقانی وجود «شبکه» را انکار کرده و میگویند که هیچ تفاوتی با طالبان ندارد.[۳۱] در سال ۱۳۹۱، ایالات متحده شبکه حقانی را یک سازمان تروریستی معرفی کرد.[۳۳] در سال ۱۳۹۳، پاکستان شبکه حقانی را به عنوان بخشی ازبرنامه اقدام ملی خود ممنوع اعلام کرد.[۳۴]
شبکه حقانی که به سختی قابل ردیابی است،[۲۱] به دلیل برخی از مرگبارترین حملات در طولجنگ در افغانستان (۲۰۰۱–۲۰۲۱) بین سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ مقصر شناخته شده است، و شهرت استفاده مکرر ازبمبگذاریهای انتحاری و توانایی انجام حملات پیچیده را دارد. مدتها بود که ایالات متحده به این گروه مظنون بود که با سازمان نظامی پاکستان ارتباط دارد، ادعایی که پاکستان آن را رد میکند.[۲۳][۲۷] همچنین به فعالیتهای مجرمانه مانند قاچاق و ترافیک در مرزافغانستان و پاکستان مظنون بودهاند.[۳۵] شبکه حقانی در کنارالقاعده، روابط نزدیکی با گروههای ضد هندی مانندجیش محمد ولشکر طیبه حفظ کرده است.[۳۵] پس ازسقوط کابل (۲۰۲۱) در سال ۱۴۰۰، این گروه توسط طالبان مسئول امنیت داخلی قرار گرفت.[۳۵]والاستریت ژورنال این گروه را «رادیکالترین و خشنترین شاخه» طالبان نامید.[۳۶]
ارزشهای ریشهای شبکه حقانی ملیگرایانه و مذهبی هستند. آنها از نظر ایدئولوژیک با طالبان همسو هستند، که برای ریشهکن کردن نفوذ غرب و تبدیل افغانستان به یک کشور پیرو مطلقشریعت و مبتنی برپشتونوالی تلاش کردهاند. این امر در دولتی که پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان تشکیل شد، به خوبی مشهود بود. هر دو گروه هدف مشترکی دارند که مختل کردن تلاشهای نظامی و سیاسی غرب در افغانستان و بیرون راندن دائمی آنها از این کشور است.[۳۸] در طول دهههای ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰، این گروه خواستار خروج نیروهای ایالات متحده و ائتلاف، که عمدتاً از کشورهای ناتو تشکیل شده بودند، از افغانستان و عدم مداخله بیشتر در سیاست یا سیستمهای آموزشی کشورهای اسلامی بود.[۳۸]
در حالی که این شبکه در طولجنگ شوروی در افغانستان در دهه ۱۹۸۰ بهطور گستردهای فعال شد، سوابق تاریخی نشان میدهد که جلالالدین حقانی قبلاً در منطقه محلی خود یعنیولسوالی زیروک جنبشی تشکیل داده بود و در حمله ماه ژوئن سال ۱۳۵۴ به فرماندار محلی طرفدار دولت حمله کرده بود.[۲۸]
خانواده حقانی اهل جنوب شرقی افغانستان بوده و متعلق به قبیله مزی ازقوم پشتون زدران است.[۳۹][۴۱][۴۲] جلالالدین حقانی در طول اشغال افغانستان توسط شوروی به عنوان یک فرمانده ارشد نظامی به شهرت رسید.[۴۲] حقانی، مانندگلبدین حکمتیار، در برقراری ارتباط با بیگانگانی که آماده حمایت مالی از مقاومت در برابر شوروی بودند، از جمله سیا، سازمان اطلاعات بینسرویسها (آیاسآی) و اهداکنندگان خصوصی ثروتمند عرب ازخلیج فارس، موفقتر از سایر رهبران مقاومت بود.
جلالالدین حقانی از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۷۱ فرماندهی ارتش مجاهدین را بر عهده داشت و اعتبار زیادی برای جذب جنگجویان خارجی کسب کرد.عبدالله عزام واسامه بن لادن هر دو کار خود را به عنوان جنگجویان داوطلب برای حقانیها در درگیری علیه شورویها آغاز کردند.القاعده، طالبان و شبکه حقانی در طول تاریخ خود در هم تنیده بودهاند.[۴۳] بر اساس یک گزارش محرمانه از دولت ایالات متحده، یک مرکز آموزشی متعلق به حقانی درمیرام شاه واقع شده بود که در آن جنگجویانی ازپنجاب پاکستان، عرب، کشمیر، ازبک و افغانستان، که همگی با القاعده یا طالبان ارتباط داشتند، ساکن بودند. مراکز آموزشی مشابه مرتبط با القاعده و حقانی که توسط مقامات ایالات متحده گزارش شدهاند، دروزیرستان شمالی نیز وجود داشتهاند.[۴۴]
رابطه شبکه حقانی با القاعده به زمان تأسیس القاعده برمیگردد. در حالی که اهداف اعلام شده القاعده دارای دامنه بینالمللی است، شبکه حقانی عملیات خود را به مسائل منطقهای مربوط به افغانستان و قبیلهگرایی پشتون محدود کرده است. این سازمانها دارای یک بنیاد ایدئولوژیک مشترک هستند؛ جلالالدین حقانی به اهمیت «تصمیمات حقوقی بنیادی اسلامی عزام مبنی بر اعلام جهاد افغانستان به عنوان یک وظیفه جهانی و فردی الزامآور برای همه مسلمانان در سراسر جهان» پی برد. اگرچه بسیاری از رهبران مسلمان پس از تسلط نیروهای کمونیست افغان و شوروی بر کابل در سال ۱۳۵۷، درخواست کمک از دولتهای عربی ثروتمند از نظر نفتی کردند، جلالالدین حقانی تنها رهبر مقاومت اسلامی افغان بود که درخواست جنگجویان مسلمان خارجی نیز کرد، و گروه او تنها گروهی بود که از جنگجویان خارج از منطقه استقبال کرد و آنها را در صفوف خود پذیرفت، در نتیجه «این گروه را به مبارزات جهادی گستردهتر پیوند داد و در دهه بعدی جریانی را که به عنوان جهادگرایی جهانی شناخته شد، پایهگذاری کرد.»[۴۳]
استفاده شبکه حقانی از سرمایهگذاران عربستانی و دیگر سرمایهگذاران عرب، به وضوح نشاندهنده درک این گروه ازجهاد جهانی است.[۴۳][گنگ]
مناطق شورشی در افغانستان و مناطق مرزی پاکستان، از سال ۲۰۱۰
بسیاری از منابع معتقدند که جلالالدین حقانی و نیروهایش در فرار اعضای القاعده به پناهگاههای امن در پاکستان کمک کردهاند. مستند شده است که شبکه حقانی در ایجاد پناهگاههای امن یاری رسانده است. پیتر برگن، تحلیلگر، در کتاب خود با عنواننبرد تورا بورا بر این نکته تأکید میکند.[۴۵][۴۶][۴۷] با قضاوت بر اساس احتمالات و میزان تمرکز داراییهای نظامی ایالات متحده بر روی چنین منطقه کوچکی، نظریه کمک شبکه حقانی به فرار القاعده منطقی به نظر میرسد. صرف نظر از آنچه دقیقاً در آن کوهها رخ داد، حقانیها نقشی ایفا کردند. و اقدامات آنها در فراهم کردن پناهگاههای امن برای القاعده و بن لادن، نشاندهنده استحکام پیوند و نقش آنها در یا آگاهی از فرار القاعده و بن لادن است.
در ۵ مرداد ۱۳۹۹، گزارشسازمان ملل متحد اعلام کرد که گروه القاعده همچنان در دوازده ولایت افغانستان فعال است و رهبر آن، الزواهری، همچنان در این کشور مستقر است،[۴۸] و تیم نظارتی سازمان ملل تخمین زده است که تعداد کل جنگجویان القاعده در افغانستان «بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ نفر است و رهبری ارتباط نزدیکی با شبکه حقانی حفظ کرده است» و در بهمن ۱۳۹۸، «الزواهری با یحیی حقانی، که از اواسط سال ۱۳۸۸ رابط اصلی شبکه حقانی با القاعده بوده است، برای بحث در مورد همکاریهای جاری دیدار کرده است.»[۴۸]
جهادگران خارجی شبکه حقانی را به عنوان یک نهاد متمایز از اوایل سال ۱۳۷۳ به رسمیت شناختند، اما حقانی تا زمانی که طالبانکابل را تصرف نکردند و عملاً کنترل افغانستان را در سال ۱۳۷۵ به دست نگرفتند، وابسته به طالبان نبود.[۴][۴۹] پس از به قدرت رسیدن طالبان، حقانی یک منصب در سطح کابینه به عنوان وزیر امور قبایل پذیرفت.[۱۱] به دنبال تهاجم تحت رهبری ایالات متحده به افغانستان در سال ۱۳۸۰ و سرنگونی متعاقب دولت طالبان، حقانیها به مناطق قبیلهای مرزی پاکستان فرار کردند و برای مبارزه علیه نیروهای ائتلاف در آن سوی مرز، دوباره سازماندهی شدند.[۵۰] حقانیها شناخته شده بودند که با اجازه دادن به موسیقی و تحصیل برای زنان، از خط مشی طالبان انحراف داشتند.[۵۱] با افزایش سن جلالالدین، پسرش سراجالدین مسئولیت عملیات نظامی را بر عهده گرفته است.[۵۲]سید سلیم شهزاد، روزنامهنگار، گزارش داد که رئیسجمهورحامد کرزی در حدود سال ۱۳۸۱ از حقانی ارشد دعوت کرد تا به عنواننخستوزیر خدمت کند تا تلاش کند طالبان «معتدل» را وارد دولت کند. با این حال، جلالالدین این پیشنهاد را رد کرد.[۱۱]
به گفته فرماندهان نظامی ایالات متحده، این شبکه «انعطافپذیرترین شبکه دشمن» و یکی از بزرگترین تهدیدها برای نیروهای ناتو به رهبری ایالات متحده و دولت افغانستان در طولجنگ در افغانستان است.[۵۲][۵۶] همچنین این شبکه مرگبارترین شبکه در افغانستان است.[۵۷] از سال ۱۳۸۹، ایالات متحده برای اطلاعاتی که منجر به دستگیری رهبر آنها، سراجالدین حقانی، شود، پاداشی به مبلغ ۵٬۰۰۰٬۰۰۰دلار تعیین کرده است.[۵۸]
در سپتامبر ۲۰۱۲، دولت اوباما این شبکه را یکسازمان تروریستی خارجی نامید.[۵۹] پس از این اعلامیه، طالبان بیانیهای صادر کرد و استدلال نمود که «هیچ نهاد یا شبکه جداگانهای در افغانستان به نام حقانی وجود ندارد» و جلالالدین حقانی یکی از اعضایشورای کویته مستقر در پاکستان، شورای عالی رهبری طالبان، است.[۶۰]
جلالالدین حقانی – پس از دوران فرماندهی خود در ارتش مجاهدین (۱۳۵۹–۱۳۷۱)، این شبکه تحت رهبری حقانی در طول شورش علیه نیروهای شوروی در افغانستان در دهه ۱۹۸۰ تأسیس شد. خود حقانی در طول دهه ۱۹۷۰ در پاکستان آموزش دید تا با نخستوزیر محمد داوود خان، که حاکم پیشین (و پسرعموی او)، ملک ظاهرشاه، را سرنگون کرده بود، بجنگد. در طول تهاجم شوروی، سازمان اطلاعات بینسرویسهای دولت پاکستان با حقانی و سازمانش نزدیک شد و به آنها اجازه داد تا به یکی از ذینفعان اصلی سلاح، اطلاعات و آموزش آمریکایی تبدیل شوند. در دهه ۱۹۹۰، حقانی موافقت کرد که به طالبان بپیوندد و به مقام وزیر کشور رسید. ایالات متحده تلاش کرد حقانی را متقاعد کند تا روابط خود را با طالبان قطع کند، اما او نپذیرفت. در سال ۱۳۸۴ هنگامی که مرجدین پاتان والی ولایت خوست بود، حقانی به او مراجعه کرد و خواستار گفتگو با دولت حامد کرزی شد، اما نه آمریکاییها و نه کرزی به درخواستهای والی توجه نکردند. پس از آن، هنگامی که شورش علیه رهبری حامد کرزی در افغانستان تشدید شد، وی به حقانی پیشنهاد داد تا پست وزارت امور قبایل را در کابینه او بپذیرد، اما حقانی این پیشنهاد را نیز رد کرد زیرا بسیار دیر شده بود. از زمان ظهور شبکه حقانی، حقانی و خانوادهاش از طریق ارتباطاتی که حقانی در دوران جنگ سرد برقرار کرده بود، رونق گرفتهاند.[۶۱]بیبیسی در مرداد ۱۳۹۴ گزارش داد که جلالالدین حقانی بر اثر بیماری فوت کرده و حداقل یک سال قبل در افغانستان دفن شده است.[۶۲] طالبان این گزارشها را رد کرد.[۶۳] در ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، طالبان بیانیهای از طریق توییتر منتشر کرد و مرگ حقانی بر اثر یک بیماری مزمن نامشخص را اعلام کرد.[۶۴][۶۵]
سراجالدین حقانی – او یکی از پسران جلالالدین است و در حال حاضر فعالیتهای روزمره شبکه را رهبری میکند.
بدرالدین حقانی – او برادر سراجالدین و یک فرمانده عملیاتی شبکه بود. وی در ۳ شهریور ۱۳۹۱ در حمله پهپادی ایالات متحده در پاکستان کشته شد. برخی از فرماندهان طالبان ادعا کردند که گزارشها دربارهٔ مرگ او صحیح است، در حالی که برخی دیگر گزارشها را نادرست خواندند.[۶۶][۶۷][۶۸][۶۹] با این حال، مقامات ایالات متحده و پاکستان مرگ او را تأیید کردند.[۷۰][۷۱] طالبان یک سال بعد رسماً مرگ بدرالدین را تأیید کرد.[۷۲]
عبدالعزیز حقانی – او یکی از پسران جلالالدین است که پس از مرگ بدرالدین حقانی بسیار بانفوذ شد. وی در حال حاضر به عنوان معاون برادرش سراجالدین حقانی خدمت میکند.[۷۳][۷۴][۷۵]
خلیل حقانی رهبر شبکه حقانی بود.[۷۶][۷۷][۷۸] ایالات متحده برای دستگیری خلیل به عنوان یکی از تروریستهای تحت تعقیب خود،پاداش ۵ میلیون دلاری تعیین کرده بود.[۷۹] در مرداد ۱۴۰۰، پس از سقوط کابل، حقانی در خیابانهای کابل مشاهده شد.[۷۹] وی در ۲۱ آذر ۱۴۰۳ در کابل توسط یک بمبگذار انتحاریداعش کشته شد.[۸۰][۸۱]
سنگین زدران (کشته شده در ۱۵ شهریور ۱۳۹۲)[۸۲] – به گفته وزارت امور خارجه ایالات متحده، او یک دستیار ارشد سراجالدین و والی در سایه ولایت پکتیکا در افغانستان بود. او همچنین یکی از ربایندگان سرباز آمریکاییبو برگدال بود.[۶۶][۸۳][۸۴][۸۵][۸۶]
نصیرالدین حقانی – او برادر سراجالدین و یک تأمینکننده مالی و فرستاده کلیدی شبکه بود. او به عنوان پسر زن عرب جلالالدین، عربی را روان صحبت میکرد و برای جمعآوری کمک مالی به عربستان سعودی و امارات متحده عربی سفر میکرد.[۶۶][۸۷] او در ۲۰ آبان ۱۳۹۲ توسط افراد ناشناس در اسلامآباد، پاکستان، کشته شد.[۸۸]
مولوی احمد جان (کشته شده در ۳۰ آبان ۱۳۹۲)[۸۹] رهبر معنوی شبکه که مسئول سازماندهی برخی از مرگبارترین حملات شبکه در افغانستان نیز بود.[۸۹] او در اسفند ۱۳۸۸ مشمول تحریمهای سازمان ملل شد[۹۰] و همچنین در دولت ملا عمر طالبان به عنوان وزیر فدرال آب و برق خدمت کرده بود،[۹۱] قبل از اینکه در سال ۱۳۷۹ به عنوان والی ولایت زابل منصوب شود.[۹۱] در زمان مرگش، احمد جان معاون اصلی سراجالدین حقانی تلقی میشد.[۹۱]
عبدالعزیز عباسین – به گفته وزارت خزانهداری ایالات متحده، او «یک فرمانده کلیدی در شبکه حقانی» است و به عنوان «والی در سایه طالبان درولسوالی ارگون، ولایت پکتیکا، افغانستان» خدمت میکند.[۹۲]
حاجی مالی خان – به گفته ناتو، او «فرمانده ارشد حقانی در افغانستان» و عموی سراجالدین و بدرالدین است.[۹۳][۹۴][۹۵] آیساف همچنین گزارش داد که او به عنوان فرستاده بینبیتالله محسود و حقانیها عمل میکرد.[۹۶] او در ۵ مهر ۱۳۹۰ توسط نیروهای آیساف دستگیر شد.[۹۴] او در آبان ۱۳۹۸ در یک تبادل زندانی آزاد شد.[۹۷]
به دنبال انتشار ۷۵٬۰۰۰ سند طبقهبندی شده توسطویکیلیکس در تیر ۱۳۸۹، مردم متوجه شدند که سراجالدین حقانی در ردیف اول فهرست اثرات اولویتبندی شده مشترک نیروی بینالمللی کمک به امنیت قرار داشت – فهرست «بکش یا دستگیر کن» آنها.[۹۸]
آناند گوپال از نشریهمانیتور علمی مسیحی، با استناد به منابعی از آمریکا و افغانستان که نامشان فاش نشده، در ژوئن ۲۰۰۹ گزارش داد که رهبری این شبکه درمیرانشاه،وزیرستان شمالی درمناطق قبیلهای فدرال پاکستان در امتداد مرز افغانستان مستقر است.[۶] این شبکه دستکم از سه مجتمع فعالیت میکند: یک اردوگاه بازار میرانشاه که شامل یک مدرسه دینی و تسهیلات کامپیوتری است، یک مجتمع در حومه نزدیک سرای درپاخیل و یک مجتمع دیگر در دندی درپاخیل، جایی که برخی از اعضای خانواده جلالالدین اقامت دارند.[۴۱] این شبکه در مناطق جنوب شرقی افغانستان شاملولایت پکتیا،ولایت پکتیکا،ولایت خوست،ولایت میدان وردک،ولایت لوگر وولایت غزنی فعال است.[۶] در سپتامبر ۲۰۱۱، سراجالدین حقانی بهرویترز گفت که این گروه «در افغانستان و در کنار مردم افغانستان احساس امنیت بیشتری میکند.»[۹۹]
حقانیها به عنوان نویسندگان برجسته توصیف شدهاند، که تعدادی کتاب منتشر کرده و همچنین مجلاتی را ویرایش کرده و به آنها کمک کردهاند؛ سه مورد از آنها،منبع الجهاد (یک نسخه به پشتو و دیگری به عربی) ونصرت الجهاد ("حمایت از جهاد"، به اردو)، که مجموعاً بین سالهای ۱۳۶۸ و ۱۳۷۲ (۱۹۸۹ و ۱۹۹۳ میلادی) بیش از ۱۰۰۰ صفحه بودهاند.[۱۰۰]
برخی از برادران سراجالدین برای جمعآوری کمک مالی از اهداکنندگان ثروتمند به منطقه خلیج فارس سفر میکنند.[۴۱][۶۶]نیویورک تایمز در سپتامبر ۲۰۱۱ گزارش داد که حقانیها یک «دولت کوچک» در میرانشاه با دادگاهها، دفاتر مالیاتی و مدارس دینی تأسیس کردهاند و این شبکه مجموعهای از شرکتهای صوری را برای فروش خودرو و املاک اداره میکند. آنها همچنین از طریق اخاذی، آدمربایی و عملیات قاچاق در سراسر شرق افغانستان کمک مالی دریافت میکنند.[۴۱] یک فرمانده سابق حقانی در مصاحبهای اخاذی را «مهمترین منبع تأمین مالی برای حقانیها» نامید.[۱۰۱] به گفته یک بزرگ قبیله در پکتیا، «افراد حقانی از پیمانکارانی که روی ساخت و ساز جاده کار میکنند،پول میخواهند. آنها از مغازهداران پول یا کالا میخواهند… بزرگان و پیمانکاران ناحیه به کارگران افغان پول میدهند، اما گاهی نیمی از پول به دست افراد حقانی میرسد.»[۱۰۲]
گزارش شده است که حقانی اردوگاههای آموزشی خود را اداره میکند، جنگجویان خارجی خود را استخدام میکند و از طریق تماسهای قدیمی خود، حمایت مالی و لجستیکی را شخصاً جستجو میکند.[۵۲] تخمینها از تعداد نفرات حقانیها متفاوت است. مقالهای درنیویورک تایمز در سال ۲۰۰۹ نشان میدهد که تصور میشود آنها حدود ۴٬۰۰۰ تا ۱۲٬۰۰۰ نیروی طالبان تحت فرماندهی خود دارند، در حالی که گزارشی در سال ۲۰۱۱ ازمرکز مبارزه با تروریسم قدرت آن را تقریباً ۱۰٬۰۰۰ تا ۱۵٬۰۰۰ نفر تخمین میزند.[۴][۹] سراجالدین حقانی در مصاحبهای در سپتامبر ۲۰۱۱ گفت که رقم ۱۰٬۰۰۰ جنگجو، که در برخی گزارشهای رسانهای ذکر شده، «در واقع کمتر از تعداد واقعی است.»[۹۹] در طول تاریخ این شبکه، عملیاتها توسط واحدهای کوچک و نیمهخودمختاری که بر اساس وابستگیهای قبیلهای و زیرقبیلهای سازماندهی شدهاند، اغلب تحت هدایت و با پشتیبانی لجستیکی فرماندهان حقانی انجام شده است.[۴]
این شبکه بهطور کلی از چهار گروه تشکیل شده است: کسانی که از زمان جهاد دوران شوروی با جلالالدین بودهاند، کسانی ازپکتیا بزرگ که از سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱ میلادی) به آنها پیوستهاند، کسانی از وزیرستان شمالی که در سالهای اخیر به آنها ملحق شدهاند، و ستیزهجویان خارجی که عمدتاً اصالتاً عرب، چچنی و ازبک هستند. نقشهای رهبری عمدتاً با پرسنل گروه اول پر میشود در حالی که تازهواردان نسبی از پکتیا بزرگ و غیرپشتونها بخشی از این حلقه درونی نیستند.[۴۱][۴۲]
شبکه حقانی استفاده از حملات انتحاری در افغانستان را رواج داد و تمایل دارد که بیشتر از بمبگذاران خارجی استفاده کند، در حالی که طالبان تمایل دارند در حملات خود به نیروهای محلی تکیه کنند.[۶] به گفتهنشنال ژورنال، این شبکه بخش عمدهای ازکلرات پتاسیم مورد استفاده در بمبهایی را که طالبان در افغانستان به کار میبرند، تأمین میکند. همچنین، بمبهای این شبکه از دستگاههای راهاندازی از راه دور پیچیدهتری نسبت به فعالکنندههای مبتنی بر صفحه فشار که در جاهای دیگر افغانستان استفاده میشوند، بهره میبرند. سراجالدین حقانی در آوریل ۲۰۰۹ بهاماسانبیسی گفت که جنگجویان او، «فناوری مدرنی را که فاقد آن بودیم، به دست آوردهاند و در روشهای جدید و مبتکرانه ساخت بمب و مواد منفجره مهارت پیدا کردهاند.»[۱۰۳]
در اواخر سال ۱۳۹۰ (۲۰۱۱ میلادی)، کتابی ۱۴۴ صفحهای منسوب به سراجالدین حقانی در افغانستان و پاکستان شروع به انتشار کرد. این کتاب که توسطنیوزویک به عنوان «کتاب راهنمای چریکها و تروریستها» توصیف شده است، به زبان پشتو است و جزئیات دستورالعملهایی در مورد راهاندازی یک هسته جهادی، دریافت بودجه، استخدام و آموزش را شرح میدهد. این کتابچه راهنما به تازهواردان توصیه میکند که برای جهاد نیازی به اجازه والدین نیست، تمام بدهیها باید قبل از پیوستن پرداخت شود و حملات انتحاری و سر بریدن توسط اسلام مجاز است.[۱۰۴]
۱۰ سپتامبر ۲۰۱۱ (۱۹ شهریور ۱۳۹۰): یک بمب کامیونی عظیم در بیرون پست عملیاتی رزمی سیدآباد در ولایت وردک افغانستان منفجر شد که منجر به کشته شدن پنج افغان، از جمله چهار غیرنظامی، و زخمی شدن ۷۷ سرباز آمریکایی، ۱۴ غیرنظامی افغان و سه پلیس شد. پنتاگون این شبکه را مقصر این حمله دانست.[۱۱۳]
۱۲ سپتامبر ۲۰۱۱ (۲۱ شهریور ۱۳۹۰): رایان سی. کراکر، سفیر ایالات متحده، شبکه حقانی را مسئول حمله به سفارت آمریکا و پایگاههای ناتو در نزدیکی کابل دانست. این حمله ۱۹ ساعت به طول انجامید و منجر به کشته شدن چهار افسر پلیس و چهار غیرنظامی شد. ۱۷ غیرنظامی و شش سرباز ناتو زخمی شدند. سه سرباز ائتلاف کشته شدند. یازده مهاجم شورشی کشته شدند.[۱۱۴]
اکتبر ۲۰۱۱ (مهر ۱۳۹۰):ریاست امنیت ملی افغانستان اعلام کرد که شش نفر بازداشت شده در توطئه ادعایی برای ترور رئیسجمهور کرزی با شبکه حقانی ارتباط داشتند.[۱۱۵]
۱۵ آوریل ۲۰۱۲ (۲۷ فروردین ۱۳۹۱): جنگجویان شبکه حقانی فصل درگیریهای تابستانی را آغاز کردند و یک حمله پیچیده را در سراسر ولایات کابل، لوگر و پکتیا انجام دادند. چندین سفارت غربی در کابل در منطقه «سی واله» مورد حمله قرار گرفتند.
۱ ژوئن ۲۰۱۲ (۱۲ خرداد ۱۳۹۱): یک بمب کامیونی انتحاری عظیم دیوار محیطی جنوبیپایگاه عملیاتی پیشرو سالرنو در ولایت خوست آمریکا را در هم شکست. دوازده جنگجوی حقانی که جلیقههای انتحاری بر تن داشتند، وارد رخنه شدند، اما توسط نیروهای آمریکایی محاصره و کشته شدند.
۳۱ مه ۲۰۱۷ (۱۰ خرداد ۱۳۹۶):یک بمب کامیونی در یک چهارراه شلوغ در کابل، افغانستان، در نزدیکی سفارت آلمان منفجر شد،[۱۱۶] که بیش از ۱۵۰ نفر را کشت و ۴۱۳ نفر را که عمدتاً غیرنظامی بودند، زخمی کرد، و به چندین ساختمان در سفارت آسیب رساند.[۱۱۷][۱۱۸][۱۱۹] این حمله مرگبارترین حمله تروریستی بود که در کابل رخ داد.ریاست امنیت ملی افغانستان ادعا کرد که انفجار توسط شبکه حقانی طراحی شده بود.[۱۲۰][۱۲۱]
۲۰ ژانویه ۲۰۱۸ (۳۰ دی ۱۳۹۶):حمله به هتل انترکانتیننتال در کابل ۴۰ نفر را کشت، که دولت افغانستان شبکه حقانی را متهم کرد.[۱۲۲] این حمله باعث شددونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پاکستان را تحت فشار قرار دهد تا رهبران حقانی و طالبان را از خاک خود اخراج کند.[۱۲۳]
۲۷ ژانویه ۲۰۱۸ (۷ بهمن ۱۳۹۶): یکآمبولانس به عنوان یک وسیله انفجاری در کابل استفاده شد و در یک حمله مرگبار منفجر شد که جان ۱۰۳ نفر را گرفت. دولتهای آمریکا و افغانستان مظنون بودند که شاخه حقانی طالبان عامل آن بوده است.[۱۲۴][۱۲۵]
۲۵ مارس ۲۰۲۰ (۶ فروردین ۱۳۹۹):یک زیارتگاه سیکها در کابل با اسلحه و بمب مورد حمله قرار گرفت و ۲۵ غیرنظامی کشته شدند. دولت افغانستان شبکه حقانی و ستیزهجویان مرتبط باداعش خراسان را مقصر این حمله دانست.[۱۲۶] اعضای هر دو شبکه حقانی و دولت اسلامی در ارتباط با این حملات توسط اطلاعات افغانستان دستگیر شدند.[۱۲۷]
شبکه حقانی در مناطق قبیلهای فدرال ادارهشده (FATA) در شمالپاکستان، در نزدیکی مرز جنوب شرقیافغانستان فعالیت میکند.[۱۲۸] این شبکه از ابهام وضعیت مناطق قبیلهای فدرال ادارهشده (FATA) برای پوشاندن فعالیتهای خود و اجتناب از مداخله استفاده کرده است. این استراتژی تا زمانی که رئیسجمهورباراک اوباما حملاتپهپادها را در منطقهوزیرستان شمالی افزایش داد، بهخوبی کار میکرد. مقر سازمانی ظاهراً درمیرانشاه است، جایی که این گروه اردوگاههایی را برای تسهیل فعالیتهایی مانند کسب تسلیحات، برنامهریزی لجستیک و تدوین استراتژی نظامی اداره میکند. مناطق تحت کنترل حقانی در شمال پاکستان همچنین بهعنوان پناهگاههای امن استراتژیک برای سایر سازمانهای شبهنظامی اسلامی مانندالقاعده،تحریک طالبان پاکستان (TTP)،جیش محمد (JeM)،لشکر طیبه (LeT) و اعضایجنبش اسلامی ازبکستان (IMU) خدمت کرده است. موقعیت استراتژیک شبکه حقانی، تعامل بین بسیاری از گروههای شورشی را تسهیل میکند.[۴۱]
Insurgent routes of infiltration from training camps in Pakistan
ارتباطات قبیلهای شبکه حقانی در وزیرستان شمالی و رژیم بالفعل (دوفاکتو) که با دادگاهها، اجرای قانون، مراقبتهای پزشکی و حکومتداری تأسیس کرده است، اغلب حمایت زیادی را از مردم محلی برای آن به ارمغان آورده است.[۴۳] آشنایی آن با عوارض زمین، مانند گذرگاههای کوهستانی، نیز دسترسی عالی بین افغانستان و پاکستان را برای آنها فراهم میکند.
در شهریور ۱۳۸۹،سراجالدین حقانی طی یک مصاحبه تلفنی با رویترز ادعا کرد که شبکه حقانی دیگر پناهگاهی در شمال غرب پاکستان و حضور قویای که زمانی در آنجا داشت، را حفظ نمیکند و در عوض اکنون در افغانستان احساس امنیت بیشتری میکند: «آن روزهایی که در کوههای امتداد مرز پاکستان و افغانستان پنهان میشدیم گذشته است. اکنون ما خود را در افغانستان در کنار مردم افغانستان امنتر میدانیم.»[۹۹] به گفته حقانی، «مقامات ارشد نظامی و پلیس» با این گروه همسو هستند و حتی «افراد دلسوز و با صداقتی در دولت افغانستان هستند که به طالبان وفادارند» و از هدف گروه برای آزادسازی افغانستان «از چنگال نیروهای اشغالگر» حمایت میکنند.[۹۹] در پاسخ به سؤالات سرویس پشتوی بیبیسی، سراج هرگونه ارتباط با سازمان اطلاعات نظامی پاکستان (ISI) را تکذیب کرد و اظهار داشت کهملا عمر «رهبر ماست و ما کاملاً از او اطاعت میکنیم.»[۱۲۹]
در حالی که برخی مقامات افغان و آمریکایی، پاکستان را به پناهدادن به شبکه حقانی متهم میکنند، پاکستان هرگونه ارتباطی را رد کرده است.[۳۱]
عبدالرشید وزیری، متخصص مرکز مطالعات منطقهای افغانستان در کابل، توضیح میدهد که ارتباطات بین شبکه حقانی و پاکستان را میتوان به اواسط دهه ۱۳۵۰ خورشیدی ردیابی کرد،[۳۹] پیش ازانقلاب ثور مارکسیستی درکابل در سال ۱۳۵۷. در دوران حکومت رئیسجمهورمحمد داوود خان در افغانستان (۱۳۵۲–۱۳۵۷)،جلالالدین حقانی به تبعید رفت و خود را درمیرانشاه، پاکستان و اطراف آن مستقر کرد.[۱۳۰] از آنجا بود که او در سال ۱۳۵۴ شورشی را علیه دولت داوود خان آغاز کرد.[۳۹] ادعا میشود که این شبکه با سازماناطلاعات نظامی پاکستان (ISI) روابطی دارد و ارتش پاکستان بنا بر گزارشها در گذشته تمایلی به اقدام علیه آنها نداشته است.[۵۲][۱۳۱]
نیویورک تایمز در شهریور ۱۳۸۷ گزارش داد که پاکستان شبکه حقانی را نیرویی مهم برای حفاظت از منافع خود در افغانستان در صورت خروج آمریکا از آنجا میداند و بنابراین مایل به اقدام علیه آنها نیست.[۱۳۱] ظاهراً پاکستان[توسط چه کسی؟] احساس میکند کههند،روسیه وایران در حال کسب جای پایی در افغانستان هستند. از آنجایی که پاکستان فاقد نفوذ مالی کشورهای دیگر است، امیدوار است که با پناهگاهی برای شبکه حقانی بودن، بتواند نفوذی بر همسایه آشفته خود اعمال کند. به قول یک مقام ارشد بازنشسته پاکستانی: «[ما] پولی نداریم. تمام چیزی که داریم همین دیوانهها هستند. پس باید از همین دیوانهها استفاده کرد.»[۱۳۲]نیویورک تایمز وشبکه رسانهای الجزیره بعداً در خرداد ۱۳۸۹ گزارش دادند که ژنرالاشفق پرویز کیانی، رئیس ارتش پاکستان و ژنرالاحمد شجاع پاشا، رئیس سازمان اطلاعات نظامی پاکستان، در حال مذاکره باحامد کرزی، رئیسجمهور افغانستان، برای میانجیگری در یک توافق تقسیم قدرت بین شبکه حقانی و دولت افغانستان بودند.[۱۳۳][۱۳۴] در واکنش به این گزارش، هم رئیسجمهورباراک اوباما و هملئون پانهتا، رئیس سازمان سیا، با دیده تردید به موفقیت چنین تلاشی پاسخ دادند.[۱۳۵] تلاش برای میانجیگری بین حقانیها و دولت افغانستان پس از فشار شدید ایالات متحده برای اقدام نظامی علیه این گروه در وزیرستان شمالی آغاز شد.[۱۳۶] کرزی بعداً دیدار با هر کسی از شبکه حقانی را تکذیب کرد.[۱۳۷] متعاقباً، کیانی نیز انجام مذاکرات را از سوی خود انکار کرد.[۱۳۸]
گروههای ضد آمریکاییگل بهادر و حقانی فعالیتهای خود را در افغانستان انجام میدهند و از وزیرستان شمالی بهعنوان پشت جبهه استفاده میکنند.[۱۳۹] ارتباطات این گروه با پاکستان به نقطهای پردردسر درروابط پاکستان و ایالات متحده تبدیل شده است. در شهریور ۱۳۹۰،دولت اوباما به پاکستان هشدار داد که باید برای قطع روابط با شبکه حقانی و کمک به از بین بردن رهبران آن تلاش بیشتری کند و افزود که «اگر پاکستان تبعیت نکند، ایالات متحده به صورت یکجانبه عمل خواهد کرد.»[۱۴۰] دریادارمایک مولن در شهادتی در برابر یک پنلسنای ایالات متحده اظهار داشت که این شبکه «بهعنوان یک بازوی واقعی از سازمان اطلاعات نظامی پاکستان عمل میکند.»[۱۴۱] اگرچه برخی مقامات آمریکایی ادعا میکنند که سازمان اطلاعات نظامی پاکستان (ISI) از حقانیها حمایت و آنها را هدایت میکند،[۱۴۱][۱۴۲][۱۴۳][۱۴۴][۱۴۵] رئیسجمهور باراک اوباما از تأیید این موضع خودداری کرد و اظهار داشت که «اطلاعات آنقدر که ما ممکن است دوست داشته باشیم در مورد اینکه دقیقاً آن رابطه چیست، واضح نیست»[۱۴۶] وهیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات متحده، گفت: «ما هیچ مدرکی دال بر» دخالت پاکستان در حملات بهسفارت ایالات متحده آمریکا در کابل نداریم.[۱۴۷]
پاکستان نیز به نوبه خود این ایده را که با شبکه حقانی روابطی دارد یا از آن در سیاست جنگجنگ نیابتی در همسایه خود، افغانستان استفاده میکند، رد کرد. مقامات پاکستانی با تأکید بر اینکه پاکستان هیچ رابطهای با این شبکه ندارد، این اتهامات را تکذیب میکنند. در پاسخ به اتهامات،رحمان ملک، وزیر کشور، ادعا کرد کهآژانس اطلاعات مرکزی (CIA)، شبکه حقانی و سایرمجاهدین را در طولجنگ شوروی در افغانستان «آموزش داده و به وجود آورده است».[۱۴۸][۱۴۹][۱۵۰][۱۵۱] وزیر کشور پاکستان همچنین هشدار داد که هیچ گونه تجاوزی به خاک پاکستان توسط نیروهای آمریکایی تحمل نخواهد شد. یک مقام اطلاعاتی پاکستانی اصرار داشت که اتهامات آمریکا بخشی از «تاکتیکهای فشار» است که ایالات متحده بهعنوان استراتژی «برای تغییر صحنه جنگ» از آن استفاده میکند.[۱۵۲] گزارش شده است که یک مقام ناشناس پاکستانی پس از جلسه مقامات ارشد نظامی این کشور گفته است: «ما قبلاً به ایالات متحده اعلام کردهایم که پاکستان نمیتواند فراتر از آنچه قبلاً انجام داده است برود».[۱۵۳] با این حال، ادعاهای پاکستان با هشدارهای این شبکه در مورد هرگونه تجاوز نظامی ایالات متحده به وزیرستان شمالی متناقض بود.[۱۴۸][۱۵۰] اما یک ماه پس از این اتهام، روابط کمی بهبود یافت و ایالات متحده از پاکستان خواست تا در شروع مذاکرات صلح با طالبان به آن کمک کند.[۱۵۴]
یک تغییر پارادایم در ارتش پاکستان رخ داد و در سال ۱۳۹۳نیروهای مسلح پاکستان یک عملیات بزرگ به نامعملیات ضرب عضب را در وزیرستان شمالی با هدف بیرون راندن تمام شبهنظامیان خارجی و داخلی از پاکستان، از جمله شبکه حقانی، آغاز کردند. فرماندهی این عملیات بر عهدهژنرال قمر جاوید باجوا بود.[۱۵۵]
آنتونیو گوستوزی، کارشناس طالبان درمؤسسه خدمات متحد سلطنتی در لندن، گفت که شبکه حقانی در حال «نزدیکتر شدن» به ایران است، چرا که پاکستان و عربستان سعودی بودجه خود را از آن قطع کردهاند.[۱۵] در مرداد ۱۳۹۹، سازمانهای اطلاعاتی آمریکا ارزیابی کردند که ایران برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی و ائتلاف در افغانستان، به شبکه حقانی پاداشهایی را پیشنهاد کرده است. سازمانهای اطلاعاتی آمریکا پرداختهایی را که با حداقل شش حمله انجام شده توسط این گروه شبهنظامی در سال ۲۰۱۹ از جملهحمله هوایی بگرام ۲۰۱۹ مرتبط است، شناسایی کردند.[۱۴][۱۵۶]
با این حال، مقامات ایرانی پرداخت هرگونه وجه به این گروه شبهنظامی برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی در افغانستان را تکذیب کردند.سعید خطیبزاده، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، گزارش اطلاعاتی آمریکا را تبلیغاتی توصیف کرد. وی همچنین گفت که ایالات متحده در تلاش است تا با توسل به چنین تبلیغاتی، «اشتباهات محاسباتی» خود در افغانستان را پنهان کند.[۱۵۷]
نیروهای ائتلاف و افغانستان در حمله درخوست در دومین هفته خرداد ۱۳۸۹، یک فرمانده شبکه،فاضل سبحان، بهعلاوه تعداد نامعلومی از شبهنظامیان حقانی را کشتند. نیروی بینالمللی کمک به امنیت (ISAF) در یک بیانیه مطبوعاتی گزارش داد که سبحان به تسهیل ورود جنگجویان القاعده به افغانستان کمک میکرده است.[۱۶۱][۱۶۲]
در اواخر تیر ۱۳۹۰، نیروهای ویژه آمریکا وارتش ملی افغانستان در جریان عملیاتی در استان پکتیکای شرقی برای پاکسازی یک اردوگاه آموزشی که شبکه حقانی برای جنگجویان خارجی (عرب و چچنی) استفاده میکرد، دهها شورشی را کشتند؛ گزارشها در مورد تعداد کشته شدگان متفاوت بود، از «بیش از ۵۰»[۱۶۳] تا «تقریباً ۸۰» نفر.[۱۶۴] ائتلاف گفت، شورشیان ناراضی مکان اردوگاه را به نیروهای امنیتی اطلاع داده بودند.[۱۶۳]
در ۹ مهر ۱۳۹۰،ناتو از دستگیریحاجی مالی خان، «فرمانده ارشد حقانی در افغانستان» طی عملیاتی در ولسوالی جانی خیل در استان پکتیا خبر داد.ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، وقوع این دستگیری را تکذیب کرد، در حالی که اعضای شبکه حقانی از پاسخ به این اعلامیه خودداری کردند.[۹۳][۹۴]
به گفته یک مقام ناشناس پاکستانی، یک حمله پهپادی آمریکا به یک مجتمع در ۲۰ مهر ۱۳۹۰،جمیل حقانی، «فرمانده مهم افغان شبکه حقانی» که مسئول لجستیک در وزیرستان شمالی بود، را کشت. سه جنگجوی دیگر این شبکه نیز در دو انفجار موشک کشته شدند. این مجتمع در روستای دندی دارپاکهل، در حدود ۷ کیلومتری شمال میرانشاه قرار داشت.[۱۶۵]
در اواسط مهر ۱۳۹۰، نیروهای افغان و ناتو «عملیات شمشیر» و «عملیات تیغ» را علیه شبکه حقانی در جنوب شرق افغانستان با هدف مقابله با تهدیدات امنیتی احتمالی در مناطق مرزی آغاز کردند. سخنگوی نیروی بینالمللی کمک به امنیت (ISAF) گفت که عملیات شمشیر «با هدف تأمین امنیت مراکز کلیدی جمعیتی و گسترش منطقه امنیتی کابل انجام شد»،[۱۶۶] در حالی کهعبدالرحیم وردک،وزیر دفاع افغانستان، توضیح داد که عملیات تیغ «به حذف شورشیان قبل از حمله در مناطق مرزی ناآرام کمک خواهد کرد.»[۱۶۷] این دو عملیات در ۱ آبان ۱۳۹۰ به پایان رسید و به گفته نیروی بینالمللی کمک به امنیت (ISAF)، حداقل ۲۰ نفر از حدود ۲۰۰ شورشی کشته یا دستگیر شده با شبکه حقانی ارتباط داشتند.[۵][۱۶۶]
در ۱۱ آبان ۱۳۹۰،اکسپرس تریبون گزارش داد که ارتش پاکستان با ایالات متحده توافق کرده است تا در ازای صرف نظر آمریکا از درخواستهایش برای یک عملیات تمامعیار، تردد این شبکه را در امتداد مرز افغانستان محدود کند. این گزارش کمی پس از دیدار هیلاری کلینتون از پاکستان منتشر شد.[۱۶۸]
کرتیس ام. اسکارپاروتی، فرمانده فرماندهی مشترک نیروی بینالمللی کمک به امنیت، گفته است که شبکه حقانی را میتوان از طریق ترکیبی از یک دفاع لایهای در افغانستان و جلوگیری از عملیات علیه پناهگاهها در پاکستان شکست داد.[۱۶۹]
در خرداد ۱۳۹۳، گزارش شد که یک حمله پهپادی ۱۰ عضو شبکه حقانی از جمله یک فرمانده عالیرتبه به نامحاجی گل را در منطقه قبیلهای وزیرستان شمالی این کشور به قتل رساند. دولت پاکستان علناً این حمله را محکوم کرد، اما به گفته یک مقام دولتی، بهطور خصوصی آن را تأیید کرده بود.[۱۷۰]
در سال ۱۳۹۳،نیروهای مسلح پاکستان یک عملیات بزرگ به نامعملیات ضرب عضب را در وزیرستان شمالی با هدف بیرون راندن تمام شبهنظامیان خارجی و داخلی، از جمله شبکه حقانی، از خاک خود آغاز کردند. در ۱۵ آبان ۱۳۹۳، سپهبدجوزف اندرسون، یک فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان، در یک نشست ویدیویی به میزبانیپنتاگون از افغانستان گفت که شبکه حقانی مانند طالبان «متلاشی» شده است. او با اذعان به اثربخشی عملیات نظامی پاکستان گفت: «آنها متلاشی شدهاند. آنها مانند طالبان متلاشی شدهاند. این موضوع تقریباً بر اساس عملیات پاکستان در وزیرستان شمالی در تمام تابستان و پاییز استوار است.» اندرسون افزود: «این امر تلاشهای آنها در افغانستان را بسیار مختل کرده و باعث شده است که توانایی آنها در انجام حمله در کابل کاهش یابد.»[۱۷۱]
تا ۱۰ آبان ۱۳۹۰، شش فرمانده شبکه حقانی از سال ۲۰۰۸ تحتفرمان اجرایی ۱۳۲۲۴ بهعنوان تروریست شناخته شده و داراییهای آنها مسدود شد، در حالی که دیگران از انجام معاملات مالی با آنها منع شده بودند:[۹۶]
در اسفند ۱۳۸۶، وزارت امور خارجه آمریکا سراجالدین حقانی را تروریست معرفی کرد و یک سال بعد جایزهای ۵ میلیون دلاری برای اطلاعاتی که منجر به دستگیری وی شود، صادر کرد.[۹۶]
وزارت امور خارجه،نصیرالدین حقانی را در تیر ۱۳۸۹ در فهرست تروریستهای خود قرار داد.[۹۶]
در بهمن ۱۳۸۹،خلیلالرحمن حقانی توسط وزارت امور خارجه آمریکا بهعنوان تروریست معرفی شد.[۹۶]
در تلاشی برای جلوگیری از جریان وجوه به این شبکه، وزارت امور خارجه آمریکا در ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ اقداماتی را علیهسنگین ځدران بهعنوان «فرماندار سایه ولایت پکتیکا، افغانستان و یک فرمانده شبکه حقانی» اعلام کرد. ایالات متحده، ځدران را تحت فرمان اجرایی ۱۳۲۲۴ و سازمان ملل متحد او را تحتقطعنامه ۱۹۸۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد فهرست کردند.[۸۴][۸۵]
در ۱۰ آبان ۱۳۹۰،حاجی مالی خان که قبلاً در بازداشت نیروی بینالمللی کمک به امنیت (ISAF) بود، به این فهرست اضافه شد.[۹۶]
در شهریور ۱۳۹۰،کمیته اعتبارات سنای ایالات متحده رأی داد که بسته کمک ۱ میلیارد دلاری ضد شورش به ارتش پاکستان را مشروط به اقدام پاکستان علیه گروههای شبهنظامی، از جمله شبکه حقانی، کند. این تصمیم همچنان نیاز به تأیید از سویمجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا وسنای ایالات متحده آمریکا داشت.[۱۷۲] طبق بیانیه مطبوعاتی، «این لایحه شامل محدودیتهای تقویتشدهای بر کمک به پاکستان است که تمام بودجه به دولت پاکستان را منوط به همکاری علیه شبکه حقانی، القاعده و سایر سازمانهای تروریستی، با یک اختیار لغو (Waiver)، و تأمین بودجه بر اساس دستیابی به نقاط عطف (Benchmarks) میکند.»[۱۷۳]
در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲، دولتکانادا این گروه را بهعنوان یک گروه تروریستی فهرست کرد.[۱۷۷]
در اسفند ۱۳۹۳، بریتانیا شبکه حقانی را بهعنوان یک گروه تروریستی ممنوع کرد.[۱۷۸]
در ۳ شهریور ۱۳۹۴، عبدالعزیز حقانی بهعنوانتروریست جهانی تعیینشده ویژه تحریم شد و پاداشی تا سقف ۵ میلیون دلار آمریکا برای اطلاعات مربوط به محل اختفای او تعیین گردید.[۱۷۹][۷۳][۱۸۰]
مقامات آمریکایی تأیید کردند که در تابستان ۱۳۹۰، بنا به درخواست سازمان اطلاعات نظامی پاکستان (ISI)، مذاکرات مقدماتی با نمایندگان این شبکه شبهنظامی داشتهاند. وزیر امور خارجه هیلاری کلینتون گفت که ایالات متحده برای ارزیابی تمایل حقانیها به ورود به یک روند صلح، با آنها تماس گرفته است و «مقامات دولت پاکستان به تسهیل چنین دیداری کمک کردند.»[۱۸۱]نیویورک تایمز گزارش داد که مذاکرات مخفیانه در اواخر مرداد ۱۳۹۰ درامارات متحده عربی بین یک دیپلمات میانرده آمریکایی وابراهیم حقانی، برادر جلالالدین، آغاز شد.احمد شجاع پاشا، رئیس سازمان اطلاعات نظامی پاکستان، میانجی این گفتگو بود، اما نتیجه کمی از این دیدار حاصل شد.[۱۸۲]
↑Winchell, Sean P. (2003), "Pakistan's ISI: The Invisible Government",International Journal of Intelligence and CounterIntelligence,16 (3): 374–388,doi:10.1080/713830449,S2CID154924792
↑Green, Matthew (13 November 2011)."'Father of Taliban' urges US concessions".فایننشال تایمز.Archived from the original on 17 January 2012. Retrieved9 November 2012.The school also has a place in the hearts of the commanders of the Haqqani network, a family-run insurgent dynasty that specialises in Kabul suicide bombings. Jalaluddin Haqqani, the group’s patriarch, studied at the seminary, from which he derives his name.
↑۳۸٫۰۳۸٫۱"Jeffrey Dressler; The Haqqani Network, A Strategic Threat." Institute for the Study of War 2010.
↑Herold, Marc (February 2002). "The failing campaign: A relentless American campaign seeking to kill Maulviجلالالدین حقانی rains bombs on civilians as the most powerful mujahideen remains elusive".هندو (روزنامه). Vol. 19, no. 3.[پیوند مرده]
↑Matthias Gebauer; John Goetz; Hans Hoyng; Susanne Koelbl; Marcel Rosenbach; Gregor Peter Schmitz (26 July 2010)."The Helpless Germans: War Logs Illustrate Lack of Progress in Bundeswehr Deployment".اشپیگل. Archived fromthe original on 28 July 2010. Retrieved15 August 2010.Sirajuddin Haqqani is also associated with the foreign jihadists. Haqqani, known as 'Siraj,' is the son of the legendary Afghan mujahedeen leader Jalaluddin Haqqani. Together with the Taliban and Hekmatyar, the Haqqani clan of warlords are among the three greatest opponents of Western forces in Afghanistan. In the digital war logs, his name appeared in 'Tier 1' on a list of targets to be killed or taken captive, which qualified him as one of the Western alliance's most wanted terrorists.
↑Moreau, Ron; Sami Yousafzai (14 November 2011)."Dueling Manifestos".The Daily Beast. The Newsweek. Archived fromthe original on 14 November 2011. Retrieved23 November 2011.
↑"Rare glimpse into U.S. special operations forces in Afghanistan".Security Clearance (blog). CNN. 26 July 2011. Archived fromthe original on 28 March 2012. Retrieved27 July 2011.U.S. and Afghan troops attacked an insurgent encampment, killing nearly 80 foreign fighters…. The camp they attacked and the fighters there were part of the so-called Haqqanni network, which is responsible for many recent attacks in Afghanistan and is closely tied to al Qaeda. The Haqqanis traditionally rely on Afghan and Pakistani fighters, but in this instance most of the fighters there who were killed were Arabs and Chechens, brought into Afghanistan from Pakistan.
Rassler, Don; Vahid Brown (2013).Fountainhead of Jihad: The Haqqani Nexus, 1973–2012 (1st ed.). New York: Columbia University Press.ISBN978-0-231-70438-0.OCLC794366385.
Van Dyk, Jere (2022).Without Borders: The Haqqani Network and the Road to Kabul. Washington, D.C.: Academica Press.ISBN978-1-68053-865-6.OCLC1302578352.