رزمناو[۱](بهانگلیسی:Cruiser) یک گونهکشتی جنگی است. امروزه رزمناو پس ازناو هواپیمابر وکشتی تهاجم آبیخاکی بزرگترین کشتی ناوگان است و معمولاً میتواند چندین نقش عملیاتی مانند جستجو و انهدام، پشتیبانی اقیانوسی و ممانعت دریایی را انجام دهد.
تا تاریخ ۲۰۲۳[بروزرسانی], فقط سه کشور شناورهای فعال با عنوان رزمناو دارند؛آمریکا،روسیه وایتالیا. بهجز رزمناوهای هواپیمابرآدمیرال کوزنتسوف وجوزپه گاریبالدی، این رزمناوها اساساً با موشکهای هدایتشونده مسلح شدهاند.[۲][۳][۴][۵] بیایپیآلمیرانته گرائو آخرینرزمناو توپ بود که تا سال ۲۰۱۷ در نیروی دریایی پرو خدمت کرد.
با این وجود، کلاسهای دیگری هم ممکن است با توجه به طبقهبندیهای مختلف، رزمناو در نظر گرفته شوند. طبقهبندی آمریکا/ناتو تایپ ۰۵۵ چین،[۶]کیروف واسلاوا روسیه را رزمناو در نظر میگیرد.[۷] مجله «ده میلیتاری بالانسِ»مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک یک رزمناو را «یک کشتی رزم سطحی تعریف میکند که حداقل ۹۷۵۰ تن وزن دارد»؛ با توجه به کشتیهای در حال خدمت از اوایل دهه ۲۰۲۰، این مقیاس شامل تایپ ۰۵۵،سهجونگ کبیر کره جنوبی،اتاگو ومایا ژاپن وتیکاندروگا وزاموالت آمریکا میشود.[۸]
واژه انگلیسی «کروز» چند صد سال است استفاده میشود و در طول زمان دچار تغییر معنایی شده است. درعصر دریانوردی، واژه کروز به انواع خاصی از مأموریتها اشاره میکرد - عملیات شناسایی مستقل، حفاظت تجاری یا شبیخون زدن - که معمولاً توسطناوچهها یا قایقهای جنگی[الف] انجام میشد که در ناوگان بهعنوان کشتیهای جنگی کروز عمل میکردند.
در میانه سده نوزدهم،رزمناو گونهای از کشتیها بود که برای پیمایش تا آبهای دوردست، شبیخونهای تجاری و شناسایی برای ناوگان جنگی در نظر گرفته شده بود. رزمناوها اندازههای بسیار متنوعی داشتند، از رزمناوهای محافظتشده متوسط تارزمناوهای زرهی بزرگ که تقریباً به بزرگی یکنبردناو پیشا-دریدنوت (با قدرت و زره کمتر) بودند.[۹] با ظهورنبردناو دریدنوت قبل ازجنگ جهانی اول، رزمناو زرهی به یک کشتی در مقیاس مشابه آن، معروف بهرزمناو نبرد تبدیل شد. رزمناوهای نبردِ بسیار بزرگجنگ جهانی اول که جایگزین رزمناوهای زرهی شدند، امروزه به همراه نبردناوهای دریدنوت به عنوانکشتی پایگاه طبقهبندی میشوند.
در اوایل قرن بیستم، پس از جنگ جهانی اول، جانشینان مستقیم رزمناوهای محافظتشده را میشد در اندازهٔ ثابتی کوچکتر از نبردناو، اما بزرگتر ازناوشکن، قرار داد. در سال ۱۹۲۲،پیمان دریایی واشینگتن محدودیتی رسمی برای این رزمناوها تعیین کرد که بهعنوان کشتیهای جنگی تا ۱۰۰۰۰ تن با توپهای کوچکتر از کالیبر ۸ اینچ تعریف میشدند؛ در حالی کهپیمان دریایی لندن در سال ۱۹۳۰ این رزمناوها را تقسیم کرد بهرزمناو سنگین با توپهای ۶٫۱ تا ۸ اینچی ورزمناو سبک با توپهای ۶٫۱ اینچی یا کمتر. با محدود شدن هر دو نوع از نظر تناژ کلی و فردی، شیوه طراحی رزمناو، تا زمان از بین رفتن پیمان درست قبل از شروع جنگ جهانی دوم، شکل گرفت. برخی از تغییرات در طراحی رزمناوها براساس پیمان بر دو کلاس شامل شد؛ «نبردناوهای جیبی»کلاسدویچلند آلمان که نسبت به رزمناوهای سنگین استاندارد، تسلیحات سنگینتری بهجای سرعت داشتند، وکلاسآلاسکا آمریکایی، که یک رزمناو سنگین بزرگشده بهعنوان یک «ضد-رزمناو» بود.
در اواخر قرن بیستم، منسوخ شدن نبردناو باعث شد که رزمناو بهعنوان بزرگترین و قدرتمندترین کشتی رزم سطحی[ب] شناخته شود (ناو هواپیمابر بهعنوان کشتی رزم سطحی در نظر گرفته نمیشود، زیرا قابلیت تهاجمی آنها به هواگردهای آنها برمیگردد نه سلاحهای روی عرشه). نقش رزمناو بسته به کشتی و نیروی دریایی متفاوت بود که اغلب شاملدفاع هوایی و بمباران ساحلی میشد. در طولجنگ سرد، رزمناوهای نیروی دریایی شوروی دارایموشکهای ضدکشتی زیادی بودند که برای غرق کردن نیروهای هواپیمابریناتو از طریق حمله اشباعی طراحی شده بود. نیروی دریایی آمریکا رزمناوهای موشکانداز را بر روی بدنه ناوشکن ساخت (برخی به نام «ناوشکن رهبر» یا «ناوچه» قبل از طبقهبندی مجدد در سال ۱۹۷۵ ساخته شدند) که عمدتاً برای ارائه دفاع هوایی طراحی شده بودند در حالی که اغلبقابلیتهای ضدزیردریایی بیشتر، اندازه بزرگتر و بردموشکهای سطحبههوا بیشتری نسبت بهناوشکنهای موشکانداز اولیهچارلز اف. آدامز، با نقش دفاع هوایی کوتاهبرد، داشتند. در پایان جنگ سرد، تمایز بین رزمناوها و ناوشکنها دشوار شده بود، به طوری که رزمناوکلاستیکاندروگا از بدنه ناوشکنکلاساسپرانس استفاده میکرد اما به دلیل مأموریت و سامانههای رزمی پیشرفته، نام رزمناو را دریافت کرد.