این نوشتار نیازمندپیوند میانزبانی است. در صورت وجود، با توجه بهخودآموز ترجمه،میانویکی مناسب را به نوشتار بیفزایید. |
دفترنامه حلب (بهعبری: כֶּתֶר אֲרַם צוֹבָא، بهصورت رومیشده: Keṯer ʾĂrām-Ṣoḇāʾ، بهمعنای «تاج حلب») یکنسخه خطی صحافیشده قرون وسطایی ازکتاب مقدس عبری است. این دفترنامه در سده دهم میلادی (حدود ۹۲۰) در شهرطبریه و تحت حکومتخلافت عباسی نوشته شد[۱] و دقت آن توسطموسی بن میمون تأیید گردید. این نسخه همراه بادفترنامه لنینگراد شامل سنت متن مسورایی هارون بن موسی بن عاشر است.
این دفترنامه به مدت پنج قرن درکنیسه مرکزیحلب نگهداری میشد تا اینکه در جریان شورشهای ضدیهودی در سال ۱۹۴۷ کنیسه به آتش کشیده شد.[۲] سرنوشت کدکس در دهه بعدی نامشخص است: زمانی که در سال ۱۹۵۸ دراسرائیل دوباره پدیدار شد، حدود ۴۰٪ از نسخه خطی ــ از جمله بخش عمدهتورات ــ مفقود شده بود و از آن زمان تاکنون تنها دو برگ دیگر بازیابی شده است.[3] فرضیه اولیه مبنی بر اینکه صفحات مفقود در آتشسوزی کنیسه نابود شدهاند، بهطور فزایندهای مورد تردید قرار گرفته و این گمانهزنی را برانگیخته است که احتمالاً آنها در دست افراد خصوصی باقی مانده باشند.[۳][۴]

بخش باقیمانده از دفترنامه در «معبد کتاب» درموزه اسرائیل نگهداری میشود.[۴]

نام عبری این دفترنامه כֶּתֶר אֲרָם צוֹבָא (Keṯer ʾĂrām-Ṣoḇāʾ) است که به «تاج حلب» ترجمه میشود. «کِتِر» به معنای «تاج» است و «آرام-صوباء» (بهمعنای تحتاللفظی «بیرونِ آرام») شهری کتابمقدسی است که هنوز شناسایی نشده و در محدوده سوریه کنونی قرار داشته است؛ نام آن از سده یازدهم میلادی توسط برخی منابع ربانی و یهودیان سوری به منطقه حلب در سوریه اطلاق میشد. واژه «کِتِر» ترجمهای از واژه عربی «تاج» و در اصل واژه فارسی «تاج» است؛ این دفترنامه تا دوران معاصر نزد مردم محلی «التاج» نامیده میشد. در زبان عربی، اصطلاح «تاج» عمدتاً بهعنوان یک عنوان تفخیمی رایج بهکار میرفت (زیرا خلفای مسلمان تاج بر سر نمیگذاشتند) و آزادانه برای نسخههای خطی الگو بهکار برده میشد. این معنا پس از ترجمه به عبری از بین رفت، زیرا «کِتِر» صرفاً معنای تحتاللفظی «تاج» را دارد.[۵]
جامعه یهودیانقرائی اورشلیم حدود یک قرن پس از نگارش دفترنامه آن را خریداری کرد.[۶][۷] هنگامی کهصلیبیها در سال ۱۰۹۹ به اورشلیم یورش بردند، کنیسه غارت شد. کدکس در ازای فدیهای سنگین نگهداری شد که این مبلغ با پولی ازمصر پرداخت گردید و در نتیجه دفترنامه به آنجا منتقل شد.[۱] این نسخه ابتدا توسط قرائیان و سپس در کنیسه ربانی قاهره قدیم نگهداری میشد؛ جایی که موسی بن میمون آن را بررسی کرد و از آن بهعنوان متنی که مورد اعتماد همه علمای یهود است یاد کرد. گفته میشود که در سال ۱۳۷۵ یکی از نوادگان موسی بن میمون آن را به حلب، که در آن زمان تحت حاکمیتمملوک بود، آورد و همین امر منشأ نام کنونی آن شد.[۱]
این دفترنامه نزدیک به ششصد سال در سوریه باقی ماند. در سال ۱۹۴۷، شورشیانی که از طرح تقسیمسرزمین اسرائیل توسطسازمان ملل متحد خشمگین بودند، کنیسهای را که دفترنامه در آن نگهداری میشد به آتش کشیدند.[۱] دفترنامه ناپدید شد و سپس در سال ۱۹۵۸ دوباره پدیدار گردید، زمانی که یهودی سوری، مراد فهام، آن را قاچاقی به اسرائیل برد و به رئیسجمهور وقت،اسحاق بنزوی، تقدیم کرد. مدتی پس از ورود مشخص شد که بخشهایی از دفترنامه از بین رفته است. دفترنامه حلب به مؤسسه بنزوی ودانشگاه عبری اورشلیم سپرده شد. این نسخه در حال حاضر (۲۰۱۹) در «معبد کتاب» در موزه اسرائیل به نمایش گذاشته شده است.
اسرائیل دفترنامه حلب را برای ثبت در فهرست بینالمللی «یادبود جهانی»یونسکو ارائه داد و این اثر در سال ۲۰۱۵ به ثبت رسید.[۸]
جامعه یهودیان قرائی اورشلیم کتاب را در فاصلهای میان سالهای ۱۰۴۰ تا ۱۰۵۰ از اسرائیل بن سِمحه اهلبصره دریافت کرد.[۹] این نسخه تحت مراقبت دو برادر، حزقیا و یوشیا، رهبران دینی قرائی قرار گرفت که سرانجام در سال ۱۰۵۰ بهفسطاط (که امروزه بخشی از قاهره قدیم است) مهاجرت کردند. با این حال، کدکس تا اواخر همان سده در اورشلیم باقی ماند.[۹] پس از محاصره اورشلیم (۱۰۹۹) در جریانجنگ صلیبی اول، صلیبیها دفترنامه را به گروگان گرفتند.[۱۰][۱۱] نامههایی در گنیزای قاهره شرح میدهد که ساکنان اشکلون برای «بازخرید ۲۳۰ نسخه خطی کتاب مقدس، صد جلد دیگر و هشت طومار تورات» از صلیبیها پولی را از مصر قرض گرفتند[۱۲] که ممکن است شامل این دفترنامه نیز بوده باشد.[۱۱][۱۳][۱۰] یک کتیبه یهودی-عربی بر روی نخستین صفحه مفقود شده دفترنامه بیان میکرد که این کتاب:
«طبق فرمان دینیِ فدیه دادن اسیران، از غنایم شهر مقدس اورشلیم ــ که بازسازی و برپا گردد ــ به جماعت مصری، به کنیسه اورشلیمی ــ که [اورشلیم] در زندگی اسرائیل بازسازی و برپا گردد ــ منتقل شد. مبارک باد کسی که آن را حفظ کند و لعنت باد بر کسی که آن را بدزدد یا بفروشد یا گرو بگذارد. این نسخه هرگز نباید فروخته یا خریداری شود.»[۱۴]
جامعه یهودیان حلب به مدت حدود ۶۰۰ سال با جدیت از دفترنامه محافظت کرد: این نسخه به همراه سه نسخه خطی دیگر کتاب مقدس در یک کمد ویژه (و بعدها در یک صندوق آهنی) در نمازخانه زیرزمینی کنیسه مرکزی حلب نگهداری میشد که تصور میرفت همان غار الیاس باشد. این دفترنامه مقدسترین دارایی جامعه به شمار میرفت؛ افراد نیازمند در برابر آن دعا میکردند و سوگندها با آن ادا میشد. جامعه حلب از سراسر جهان یهودیان پرسشهایی دریافت میکرد که در آنها خواسته میشد جزئیات متنی گوناگون بررسی شود. این پرسشها در ادبیات پاسخنامهها حفظ شد و امروز امکان بازسازی اطلاعات بخشهای مفقود را فراهم کرده است. مهمتر از همه، در دهه ۱۸۵۰، شالوم شَخنه یلین دامادش، موسی یوشع کیمخی، را به حلب فرستاد تا اطلاعات مربوط به دفترنامه را رونویسی کند؛ کیمخی هفتهها نشست و هزاران جزئیات مرتبط با دفترنامه را در حاشیه یک نسخه خطی کوچک از کتاب مقدس وارد کرد. وجود این کتاب برای پژوهشگران سده بیستم از طریق اثر «עמודי שש» نوشته شموئل شلومو بویارسکی شناخته شده بود و سپس خودِ کتاب در سال ۱۹۸۹ توسط یوسف عوفر کشف شد.
با این حال، جامعه حلب دسترسی مستقیم بیگانگان به این نسخه خطی را ــ بهویژه در دوران معاصر توسط پژوهشگران ــ محدود کرده بود. پل ا. کاله، هنگام بازبینی متن «بیبلیای عبرانیکا» در دهه ۱۹۲۰، تلاش کرد تا یک نسخه عکاسیشده از دفترنامه به دست آورد، اما ناکام ماند. این امر او را وادار ساخت تا بهجای آن از دفترنامه لنینگراد برای ویرایش سوم استفاده کند که در سال ۱۹۳۷ منتشر شد.
تنها پژوهشگر معاصر که اجازه یافت آن را با یک نسخه چاپی معیار از کتاب مقدس عبری مقایسه کند و درباره اختلافها یادداشت بردارد، اومبرتو کاسوتو بود که در سال ۱۹۴۳ آن را بررسی کرد.[۱۵] این محرمانهکاری تأیید اصالت دفترنامه را ناممکن ساخت و در واقع کاسوتو تردید داشت که این همان نسخه موسی بن میمون باشد، هرچند پذیرفت که متعلق به سده دهم میلادی است.
در جریان شورشهای ضدیهودی سال ۱۹۴۷ در حلب، کنیسه باستانی این جامعه به آتش کشیده شد. بعدها، هنگامی که دفترنامه در اسرائیل بود، مشخص شد که بیش از 294 برگ از 487 برگ اصلی (برآوردی) باقی نمانده است.[۲][۱۶]

صفحات ناپدید شده موضوع مناقشهای شدید هستند. در ابتدا گمان میرفت که آنها در آتشسوزی نابود شدهاند، اما بررسیهای علمی نشان داده است که هیچ نشانهای از رسیدن آتش به خود دفترنامه وجود ندارد (نشانههای تیره روی صفحات ناشی از قارچ است).[۲] برخی پژوهشگران در عوض اعضای جامعه یهودی را متهم میکنند که برگههای مفقود را کنده و بهطور خصوصی پنهان کردهاند. دو بخش مفقود از دستنوشته ــ یک برگ کامل از کتاب تواریخ و یک قطعه از صفحهای از کتاب خروج ــ در دهه ۱۹۸۰ از چنین منابعی به دست آمد و این احتمال را باز گذاشت که حتی بخشهای بیشتری ممکن است از شورشهای ۱۹۴۷ جان سالم به در برده باشند.[۳][۱۸] بهویژه، کتاب «دفترنامه حلب» نوشته مَتی فریدمن در سال ۲۰۱۲ توجه را به این نکته جلب میکند که شاهدان عینی در حلب که اندکی پس از آتشسوزی کدکس را دیده بودند، بهطور یکسان گزارش دادهاند که نسخه کامل یا تقریباً کامل بوده است؛ سپس بیش از یک دهه هیچ گزارشی از آن وجود ندارد تا اینکه پس از ورود به اسرائیل در سال ۱۹۵۸ در مؤسسه بنزوی قرار گرفت و در آن زمان همانطور که امروز توصیف میشود، ناقص بود. کتاب او چندین احتمال برای مفقود شدن صفحات مطرح میکند که از جمله آنها سرقت در اسرائیل است.[۱۹]
آوی داباخ، مستندساز و نتیجه حاخام عزرا داباخ (یکی از آخرین نگهبانان کدکس زمانی که هنوز در سوریه بود)، در دسامبر 2015 از ساخت فیلمی خبر داد که تاریخچه دفترنامه را دنبال کرده و احتمالاً سرنوشت صفحات مفقود را روشن میکند.[۲۰] این فیلم با عنوان «تاج گمشده» [به عبری] در سال ۲۰۱۸ منتشر شد.[۲۱]
در ژانویه ۱۹۵۸، دفترنامه حلب بهطور قاچاق از سوریه خارج و به اورشلیم فرستاده شد تا تحت مراقبت خاخام اعظم یهودیان حلب قرار گیرد.[۴] این نسخه ابتدا به شلومو زالمان شرگای ازآژانس یهود داده شد که بعدها شهادت داد دفترنامه در آن زمان کامل یا تقریباً کامل بوده است.[۴] در همان سال، دفترنامه به مؤسسه بنزوی سپرده شد.[۴] همچنین در سال ۱۹۵۸، جامعه یهودیان حلب از مؤسسه بنزوی برای بازگرداندن دفترنامه شکایت کرد. دادگاه علیه آنها حکم داد و انتشار صورتجلسات را مسکوت گذاشت.[۴]

در اواخر دهه ۱۹۸۰، دفترنامه در «معبد کتاب» در موزه اسرائیل قرار داده شد.[۳] این امر سرانجام به پژوهشگران فرصت داد تا آن را بررسی کنند و ادعاهایی را که بیان میکرد این همان نسخه خطی مورد اشاره موسی بن میمون است، مورد ارزیابی قرار دهند. کار موشه گوشن-گوتستاین بر روی معدود صفحات باقیمانده از تورات به نظر میرسد این ادعاها را فراتر از هر تردید معقولی تأیید کرده باشد. گوشن-گوتستاین در مقدمه چاپ فکسیمیله کدکس پیشنهاد داد که نه تنها این قدیمیترین متن مسورایی (𝕸) شناختهشده در یک جلد است، بلکه نخستین بار بوده که یک یا دو نفر کل تنخ را بهعنوان یک واحد یکپارچه و با سبکی منسجم تولید کردهاند.
در طولجنگ خلیج فارس و دوباره در جریان جنگ غزه، طومارها بهعنوان بخشی از پروتکل اضطراری موزه اسرائیل در محفظهای امن نگهداری شدند.[۲۲]
بعدها، پس از آنکه دانشگاه دسترسی به دفترنامه را از او دریغ کرد، مردخای بروئر بازسازی متن مسورایی را بر پایه نسخههای خطی کهن شناختهشده دیگر آغاز کرد. نتایج او تقریباً بهطور کامل با دفترنامه حلب مطابقت داشت. نسخه بروئر بهطور معتبر برای بازسازی بخشهای مفقود دفترنامه حلب بهکار گرفته میشود. «تاج اورشلیم» (به عبری: כתר ירושלים، رومیشده: Keter Yerushalayim، بهمعنای «تاج اورشلیم») که در سال ۲۰۰۰ در اورشلیم چاپ شد، نسخهای مدرن از تنخ بر پایه دفترنامه حلب و کار بروئر است: این نسخه از یک فونت تازهطراحیشده بر اساس خطاطی دفترنامه استفاده میکند و صفحهآرایی آن نیز بر مبنای همان دفترنامه است.[۲۳]
در میان جامعه یهودیان حلب و بازماندگان آنان در دیاسپورای پس از ۱۹۴۷، همواره این باور وجود داشت که دفترنامه دارای نیروی جادویی عظیمی است و کوچکترین بخش آن میتواند سلامت و رفاه صاحبش را تضمین کند.[۳] از نظر تاریخی، اعتقاد بر این بود که زنانی که اجازه نگاه کردن به آن را مییافتند باردار میشدند و کسانی که مسئول کلیدهای مخزن آن بودند، برکت مییافتند.[۳] از سوی دیگر، تاریخچه نسخه نشان میدهد که بر هر دفترچه آن عبارت «تقدیم به خدا، نه برای فروش یا خرید» نوشته شده بود و نخستین برگ نیز زمانی شامل هشدار رایجی برای نسخههای خطی عبریقرون وسطی بود:[۲۴] «لعنت بر کسی که آن را بدزدد و لعنت بر کسی که آن را بفروشد.»[۱۴]
دفترنامه، آنگونه که اکنون در موزه اسرائیل نگهداری میشود، شامل ۲۹۴ صفحهای است که توسط مؤسسه بنزوی تحویل داده شد[۲][۱۷] بهعلاوه یک صفحه کامل و بخشی از صفحهای دیگر که بعدها بازیابی گردید.[۳] صفحات بدون صحافی نگهداری میشوند و در هر دو طرف نوشته شدهاند.[۳] هر صفحه از جنس پوست نوشته و اندازه آن ۳۳ سانتیمتر ارتفاع و ۲۶٫۵ سانتیمتر عرض (۱۳ اینچ × ۱۰٫۴۳ اینچ) است.[۲۵] بهویژه، تنها چند صفحه پایانی تورات باقی مانده است.[۲۶]جوهر آن از سه نوعمازو تهیه شده که کوبیده و با دوده سیاه وسولفات آهن مخلوط شده است.[۳]
این نسخه خطی توسط متخصصان موزه اسرائیل مرمت شده است؛ مدیر موزه اعلام کرد که با توجه به تاریخچه دفترنامه، این نسخه «بهطرز شگفتانگیزی در وضعیت عالی قرار دارد».[۳] نشانههای بنفشرنگ در لبههای صفحات مشخص شد که ناشی ازقارچ هستند، نه آسیب ناشی از آتشسوزی.[۳]
زمانی که دفترنامه حلب کامل بود (تا سال ۱۹۴۷)، از سنت متنی طبری در ترتیب کتابها پیروی میکرد؛ مشابهدفترنامه لنینگراد و همچنین مطابق با سنت متأخر نسخههای خطی کتاب مقدس سفاردی. تورات و نبییم در همان ترتیبی قرار داشتند که در بیشتر نسخههای چاپی کتاب مقدس عبری یافت میشود، اما ترتیب کتابهایکتوبیم بهطور چشمگیری متفاوت بود. در دفترنامه حلب، ترتیب کتوبیم چنین بود: کتاب تواریخ، مزامیر، کتاب ایوب، کتاب امثال، کتاب روت، غزل غزلها، جامعه، مراثی، کتاب استر، کتاب دانیال، و کتابهای عزرا و نحمیا.