اقتصاد واقعی (به انگلیسی: Real Economy) به تمام عناصر واقعی یا غیرمالی یک اقتصاد اشاره دارد. یک اقتصاد را میتوان صرفاً با استفاده از متغیرهای واقعی توصیف کرد. اقتصاد تهاتری نمونهای از اقتصادی است که هیچ عنصر مالی ندارد. تمام کالاها و خدمات صرفاً به صورت واقعی نمایش داده میشوند. اقتصاد تهاتری نیازی به وجود یک سیستم پولی زیربنایی ندارد.[۱][۲]
متغیرهایی هستند که برای نمایش خود نیازی به وجود یک سیستم پولی زیربنایی ندارند.
خروجی در یک اقتصاد همیشه میتواند به صورت حقیقی نمایش داده شود. همه عبارات زیر معتبر هستند و نیازی به وجود یک سیستم پولی ندارند. شرکت A در یک هفته 10 صندلی و 5 میز تولید میکند. شرکت B در یک روز 100 دفترچه یادداشت تولید میکند. شرکت C 10 دستگاه از شرکت D قرض میگیرد.
دستمزد یا درآمد در یک اقتصاد همیشه میتواند به صورت واقعی نمایش داده شود. همه گزارههای زیر معتبر هستند و نیازی به وجود سیستم پولی ندارند. شرکت الف به کارگران خود روزانه ۵ سیب پرداخت میکند. شرکت ب به کارگران خود ساعتی ۱۰ پرتقال پرداخت میکند. به مصرفکننده الف ساعتی ۲ موز پرداخت میشود.[۳]
سیستم پولی اگرچه متغیرهای ذکر شده در بالا معمولاً با استفاده از واحدهای پول نمایش داده میشوند، اما پول برای نمایش آنها ضروری نیست. یک سیستم پولی به ما امکان میدهد تا مبادله کالاها و خدمات را در اقتصاد ساده کنیم. همه کالاها و خدمات با تقسیم متغیر واقعی بر قیمت متغیر واقعی بر حسب پول، در واحدهای پول نمایش داده میشوند.
مثالی از خروجی: ارزش خروجی در یک اقتصاد را میتوان با ضرب خروجی واقعی در قیمت کل خروجی به دست آورد. به عبارات زیر توجه کنید: قیمت صندلیها ۱۰ دلار و قیمت میزها ۲۰ دلار است. بنابراین، شرکت الف در یک هفته ۱۰۰ دلار صندلی و ۱۰۰ دلار میز تولید میکند. قیمت دفترچهها ۵ دلار است. بنابراین، شرکت ب در یک روز ۵۰۰ دلار دفترچه تولید میکند. قیمت ماشینآلات ۱۰۰ دلار است. بنابراین، شرکت ج ۱۰۰۰ دلار ماشینآلات از شرکت د قرض گرفته است.
مثال دستمزد: دستمزد اسمی را میتوان با ضرب دستمزد واقعی در سطح قیمت به دست آورد. قیمت یک سیب ۲ دلار است. بنابراین، شرکت الف روزانه ۱۰ دلار به کارگران خود پرداخت میکند. قیمت یک پرتقال ۳ دلار است. بنابراین، شرکت ب هفتگی ۳۰ دلار به کارگران خود پرداخت میکند. قیمت یک موز ۱ دلار است. بنابراین، مصرفکننده الف ساعتی ۲ دلار درآمد دارد.[۴]
رشد بانکها و سایر موسسات مالی، رشد و توسعه اقتصادی را در سراسر جهان ارتقا داده است. از طریق بانکها، کسبوکارهای آیندهنگر میتوانند پولی را که برای راهاندازی اولیه و رشد نیاز دارند، وام بگیرند.
علاوه بر این، بانکها به اقتصادهای مدرن اجازه دادهاند تا به درجات بالاتری از تخصص نسبت به اقتصادهای گذشته دست یابند. با این حال، رشد اقتصاد مالی، پتانسیل یک بحران صرفاً مالی را افزایش داده و منجر به کاهش متغیرهای واقعی مانند تولید و اشتغال شده است.[۵]